در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نهاده شدن اصل و اساس نظام خلقت و تكوین بر نظم

16481
عنوان بصری
نسخه عربی

نهاده شدن اصل و اساس نظام خلقت و تكوین بر نظم

4
  • جناب سعدی! شما كه می‌فرمایید:

  • فرشته‌ای‌كه وكیل است بر خزائن باد***چه غم خورد كه بمیرد چراغ پیرزنی‌
  • اگر منظورتان این است، كه خیلی اشتباه می‌فرمایید. این، اینطور نیست. آن فرشته‌ای كه وكیل است بر خزائن باد، آن، حساب چراغ پیرزن را هم كرده، حساب پیرزن را هم كرده، حساب جوان را هم كرده، تمام این حسابها همه انجام شده.

  • اینقدر ما می‌خوانیم، در روزنامه‌ها می‌خوانیم، در اخبار می‌خوانیم زلزله‌هایی كه می‌آید انجام می‌شود وقتی كه كاوُش می‌كنند، جنازه‌ها را بیرون می‌كشند، فلان، یك مرتبه می‌بینند یك بچّه بچّه شیرخوار در دل زمین قرار گرفته، دو تا سنگ آمده، یكی اینطرف یكی آنطرف این را نگاه داشته. اینهمه ما می‌خوانیم، اینهمه، همه می‌دانند. آن ملكی كه موكّل است بر خَسْف و بر زلزله همان می‌آید این سنگ را برمی‌دارد اینجا می‌گذارد، آن را هم اینجا می‌گذارد، این بچّه بماند. این بچّه باید بماند. این حساب است، این نظم است، این نظم عالم است و اگر این نظم نبود ما الآن اینجا نبودیم. اگر این نظم نبود كه ما الآن زنده نبودیم، ما به حیاتمان ادامه نمی‌دادیم.

  • امّا اگر بخواهیم این شعر جناب سعدی را، استاد سخن را به قول معروف، اینطور معنا كنیم كه: بله، آن ملك اگر قرار باشد بر اینكه بادی را در جایی بیاورد و موجب تخریب جایی بشود یا اینكه فرض بكنید كه نه، موجب تخریب نشود، همین قدر كه چراغی خاموش بشود، درختی حالا فرض بكنید كه شكسته بشود، آن این برنامه، هم یعنی همین خاموش شدن چراغ این پیرزن و همینطور سایر مسائل اگر در تحت این برنامه باشد، این دیگر باكی ندارد. می‌گوید: مشیت الهی الآن تعلّق گرفته است كه الآن این چراغ خاموش بشود، این درخت الآن بشكند، خب بشكند. این باید بیاید به وظیفه‌اش عمل كند. این باید بیاید به آن هدفی كه دارد، باید به آن هدف برسد. البتّه در ضمن آن هدف جزو برنامه‌ریزی كه شده یكی این خاموش شدن چراغ پیرزن است. این اشكالی ندارد. مسأله‌ای نیست. عَلی كلّ حال به دو طریق ما می‌توانیم. این معنا، معنای نظم است.