در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نهاده شدن اصل و اساس نظام خلقت و تكوین بر نظم

16481
عنوان بصری
نسخه عربی

نهاده شدن اصل و اساس نظام خلقت و تكوین بر نظم

2
  •  

  •  

  • اعوذ باللَه من الشّيطان الرّجيم‌

  • بسم اللَه الرّحمن الرّحيم‌

  • الحمد لله رَبِّ العالمين‌

  • وصَلّى اللَه عَلى سَيِّدنا و نَبِيّنا و حَبيبِ قُلوبنا و طَبيبِ نُفوسنا

  • ابى‌القاسمِ مُحَمَّد و عَلى آله الطَّيّبينَ الطّاهِرين، المَعصومينَ المُكرَّمين‌

  • لاسيّما بَقيّةَ اللَه فى الأرَضين ارْواحُنا لِتراب مَقدَمه الفِداء

  • واللَعْنَةُ عَلى أعدائهِم اجمَعين الى يوم الدّين‌

  •  

  • قال امامُنا الصّادِق عليه‌السّلام: ثَلاثةُ أشياءَ؛ أنْ لا يرَى العَبدُ لِنَفسِه فيما خَوَّلَهُ اللَه مِلكًا، لأنَّ العَبيدَ لا يكونُ لَهم مِلكٌ، يرونَ المالَ مالَ اللَه يضَعونَه حيثُ أمَرَهُم اللَه به، و لا يدَبِّرُ العبدُ لنفسهِ تَدبيرًا، و جُملةُ اشتِغالهِ فيما أمَرَهُ تَعالى بِهِ و نَهاهُ عَنه.

  • كلام در عبارت سوّم از بیانات امام صادق علیه‌السّلام است؛ به عنوان بصری می‌فرمایند: از حقیقت عبودیت آثارش این است كه عبد نمی‌تواند برای خود تدبیری بیندیشد. تدبیری، برنامه‌ای و یك نوع قراری كه بتواند زندگی او را بر آن قرار و بر آن اساس مستقر كند، عبد نمی‌تواند این كار را انجام بدهد.

  • چون عبید در اختیار خودشان نیستند، رفت و آمدشان در اختیار مولاست، تصرّفاتشان تصرّفات مولاست، دخل و خرجشان باید به اذن و اراده مولا باشد. یك ریال نمی‌توانند اضافه یا كم از آنچه را كه او مقرّر كرده است انجام بدهد. درست مثل شخصی كه در جایی اشتغال دارد به عنوان وكالت، به عنوان استیجار و اجرت و به هیچ‌وجه نمی‌تواند جدای از نظر آن موكّل بخواهد كاری انجام بدهد و اگر انجام داد از نظر شرعی و قانونی این مورد بازخواست است و باید اگر ضرری را بوجود آورد، از عهده دَرك آن برآید، از عهده تاوان آن باید برآید. تدبیر از عبد نیامده است. شب وقتی كه عبد می‌خواهد بخوابد با خودش قرار بگذارد فردا اینجا می‌روم این كار را انجام می‌دهم این برنامه را پیاده می‌كنم، با این صحبت می‌كنم، این چیز را می‌گیرم، آن چیز را می‌فروشم، نمی‌تواند انجام بدهد و هر چه هم كه در ذهن خود تدبیر كند، فردا می‌بینی با یك امر مولا همه آنها از بین می‌رود و دیگر جایی برای او نمی‌ماند. پس بهتر است تدبیر نكند، شب راحت بگیرد بخوابد، اینقدر ذهن خودش را با این می‌كنم و آن می‌كنم، این كار را خواهم كرد و اینها نگذراند چون امر مولا می‌آید و حكومت می‌كند بلكه ورود بنابر اصطلاح، اصلًا زمینه را باقی نمی‌گذارد. این كاریست كه برای عبید است.