ارزش والای مقام عبودیت
8لذا امام صادق علیهالسّلام در همین جا، بالاتر، حتّی از نقطه نظر مسائل باطنی هم، ما بررسی كنیم، بالاتر از مرتبه رسالت مگر ما مرتبهای داریم؟ بالاتر از مرتبه امامت؟ دیگر از این كه بالاتر نیست. پیغمبر اكرم هم رسول بود و هم امام بود. مقصود از امام یعنی شخصی كه به مرتبه ولایت تكوینی مطلقه رسیده باشد؛ چون ولایت دارای شُعَبی است، دارای مراتبی است، ممكن است انسان در بعضی از مراتب بتواند تصرّفاتی كند، احاطه داشته باشد، نسبت به یك قضایایی ولی در همه مسائل این طور نیست. نه، ولایت تكوینیه مطلقه، یعنی آنچه كه از آثار وجودی پروردگار در عالم كَون تحقّق پیدا كرده، از مراتب قدرت و مراتب حیات و مراتب علم، از این سه اسم كلّی، شخص ولی بر تمام این آثار خارجی عالم كَون، چه عالم مادّه و چه عالم باطن، بتواند احاطه و اشراف داشته باشد. این را میگویند ولایت مطلقه. این ولایت مطلقه كه میشنویم: آیا امام دارای ولایت مطلقه هست یا نه؟ دارای ولایت تكوینی هست یا نه؟ این منظور این است. هر اثر خارجی از ذات پروردگار، اثر خارجی نه منظور اثری كه جدای از ذات پروردگار باشد، یعنی هر اثری كه از آن مرتبه هوهویت، كه مرتبه عِماء و مرتبه عدم ظهور است و مرتبه عدم بروز و عدم اظهار است، در مراتب تعینات معلولی و عِلّی، هر اثری كه از ذاتپروردگار تراوُش كرده باشد، ائمّه ما علیهمالسّلام و در رأس آنها رسول خاتم حضرت محمّد صلّی اللَه علیه وآله وسلّم بر این مراتب احاطه دارد لذا میگوید: سَلُونِى قَبْلَ أنْ تَفْقِدُونِى. «هر چه میخواهید از من بپرسید قبل از این كه من از دنیا بروم» لذا میفرماید: أعْطَانِىَ اللَه عِلمَ مَا كَانَ وَ عِلْمَ مَا يكُونُ. «هر چه كه بوده» نه هر چه كه بوده در عالم مادّه، عالم مادّه كه چیزی نیست. به مصداق كلام امام صادق علیهالسّلام، فرمودند: مثال عالم مادّه یعنی زمین و منظومه و كهكشانها و تمام كُراتی كه در عالم فیزیكی اجسام، این كرُات متحقّق هستند و امكان ندارد بشر به آنها دسترسی پیدا بكند و دسترسی هم پیدا نخواهد كرد. یعنی هر روز میگذرد یك كشف جدیدی و بُروز از یك ستاره جدیدی یا یك كهكشان جدیدی دارند میدهند دیگر. صد سال است دارند میگویند، حالا هم دارند میگویند و تا قیامِ قیامت هم همینطور میگویند. تمام اینها عالم زمین و عالم آسمان و عالم مادّه پیشِ عالم مثال و عالم برزخ به فرموده امام صادق نه به فرموده من به فرموده امام صادق حكم یك سنگی را دارد در بین یك صحرا. ببینید چه خبر است و عالم مثال نسبت به عالم ملكوت حكم قطرهای را دارد نسبت به دریا. امام صادق دارد میفرماید و شما همین را بگیرید بروید بالا. حضرت میفرماید: او به نسبت جبروت همین است، او نسبت به لاهوت همین است، آن دیگر نسبت به ذات پروردگار و أسماء كلّی، آن چیست؟ آن هم همین خواهد بود. اصلًا قابل تصوّر هست برای ما یا نیست؟ قابلتصوّر نیست. امام كه دارای ولایت تكوینیه مطلق است بر این مجموعه احاطه دارد. حالا ببینید چه خبر است. شما فقط نگاه میكنید یك شخصی اینجا گرفته نشسته و سرش را انداخته پایین، دیگر در درون او چه میگذرد كه دیگر ما نمیدانیم. این را میگویند ولایت تكوینی. حالا فرق بین امام حقیقی و غیر حقیقی را دانستیم؟ فرق بین فرض بكنید شخصی كه به ولایت تكوینی رسیده و فردی كه فرض بكنید كه هر چه در مراتب علمی پیشرفت كرده باشد؟ مگر چه قدر محدودیت دارد؟ حالا فهمیدید فرق چه قدر است؟ یعنی الآن امام زمان علیهالسّلام نه فقط بر این كره زمین حكومت دارد، این كره زمین كه اصلًا به حساب نمیآید. دیدید وقتی كه خورشید طلوع میكند در بین هوا ذرّاتی در حال حركت و معلّق هستند؟ این كره زمین یكی از این ذرّات است. امام زمان علیهالسّلام نه بر كره زمین، بر این مجموعهای كه من عرض كردم اشراف دارد، بر این مجموعه احاطه دارد. فیضی كه از ناحیه آن وجود مطلق دارد میآید از دریچه نفس امام زمان دارد میآید، این را ما ولایت تكوینی میگوییم و غیر از این را ما قبول نداریم. یعنی اگر امامی داشته باشیم و دارای این ولایت تكوینی نباشد ما او را جزء ائمّه اثنی عشر به حساب نمیآوریم. ائمّه اثنی عشر ما دارای این خصوصیتند، چهارده معصوم ما دارای این خصوصیتند. این مرتبه و این مقام باز از مرتبه عبودیت پایینتر است. یعنی عبودیتی كه خداوند متعال با این عبودیت پیغمبرش را دارد خطاب میكند، این عبودیت از اینی كه گفتم بالاتر است، از اشراف بر این مسأله. چرا؟ چون تا عبودیت نباشد این قضیه پیدا نمیشود؟ امام زمان علیهالسّلام چون عبد بود به این مرتبه رسید. اگر عبد نبود امكان نداشت به این مرتبه برسد. رسول خدا چون عبد بود به این مرتبه رسید و به این مرتبه غیر از ائمّه هم میرسند. در زیر سایه ائمّه و معصومین و در تحت ولایت امام زمان علیهالسّلام دیگران هم میتوانند برسند. اینجاست كه میفرماید: عُلَمَاءُ أُمَّتِى أفْضَلُ مِنْ أنْبِياءِ بَنِى إسْرائِيل. یا این كه راجع به سلمان آن مطالب عجیب است سَلْمَانٌ بَحرٌ لايُنزَفْ «سلمان دریایی است كه نمیشود رسید به انتهای او» یا درباره بعضی از اصحاب ائمّه كه یك همچنین تعابیری هست، اینها به این مسأله رسیدند. منتها حالا كاری انجام نمیدهند، مسألهای را انجام نمیدهند، حتّی ما در بعضی از مسائل فقهی هم داریم كه از سلمان یا از بعضی از چیز، روایاتی آمده كه ما آن روایات را از معصومین علیهمالسّلام نشنیدیم. یعنی كیفیت ادراك سلمان از احكام و از روایات، گرچه حالا ممكن است از امام شنیده باشد، ممكن است از پیغمبر شنیده باشد ولی هیچ منافاتی هم ندارد كه خودش از همان دریچه نفس قُدسی امام علیهالسّلام استفاده میكند و از همان جا میگیرد و میگوید. آن سلمانی كه بر همه اشیاء اطّلاع دارد از بیان یك حكم شرعی كه از دریچه امیرالمؤمنین، نفس امیرالمؤمنین عاجز است؟ مسأله معنا ندارد اینطور. فلهذا این بیان عَرشی محییالدّین در فتوحات در اینجا اینمصداق پیدا میكند كه: انسان به واسطه اتّصال به روح قدسی و به نفس ولی كه مدیر و مدبّر یعنی امام زمان علیهالسّلام كه مدیر و مدبّر و بیان كننده و مبین احكام شرعی هست، به واسطه اتّصال به آن نفس، میتواند احكام را مستقیماً از خود آن نفس ولی ادراك كند و از آنها بگیرد. ولی این مال كیست؟ مال آن كسی كه اتّصال پیدا كرده، نه هر كسی كه بگوید یا امام زمان را دیدیم، نه هر كس بگوید كه ما فرض بكنید كه ملاقات كردیم. به قول مرحوم آقا انصاری رضوان اللَه علیه میفرمودند: تمام این نجّمالثاقبى كه مرحوم حاجی نوری برداشته است نوشته است، حكایاتی كه افرادی كه خدمت امام زمان رسیدند. ایشان میفرمایند: نود و هشت درصد اینها همهاش در مكاشفه بوده است، هیچ واقعیت خارجی نداشته است، فقط یك سه چهار تا قضیهاش، آن قضیه خارجی است، و ما خودمان الآن میشنویم و میبینیم، بسیاری از افراد كه اینها مدّعی زیارت بعضی از افراد هستند با امام زمان علیهالسّلام، اینها اصلًا از كیفیت نقل قضیه كاملًا روشن است كه اینها در مكاشفات بوده است و اینجا است كه آن مسأله مهمّی كه بارها تذكّر داده شده در اینجا پیش میآید كه ممكن است به واسطه عدم صفاء روح و عدم صفاء نفس، آن امام زمانی كه انسان در مكاشفه میبیند امام زمان واقعی نباشد. چرا؟ چون نفس هنوز به مرتبه خلوص و به مرتبه صفا نرسیده است و در اینجا حكایاتْ عجیب است و عِبَرْ غریب است كه چه طور انسان نمیتواند به هر چه كه دیده است و بههر چه كه شنیده است اكتفا كند، چه بسا در میان این مسائل، مطالب خلافی باشد كه انسان را به انحراف و به اعوجاج بیاندازد. چه طور كه در زمان مرحوم آقا رضوان اللَه علیه ما از این قضایا بسیار دیدهایم، بسیار از این مسائل مشاهده كردیم. علی كلِّ حال، این مسأله، مسأله عبودیت است.

