ارزش والای مقام عبودیت
4حالا ببینید این چیست قضیه؟ شما دیگر یعنی از نقطه نظر ظاهر میتوانید جاذبتر و جالبتر از این مورد مورد دیگری بیابید؟ یعنی ثروت دنیا در دستش است دیگر. ولی وقتی كه یك شخص چشمش باز شده باشد، به مسائل با دید عُقَلائی نگاه كند؛ من حتّی خیلی به دوستان و اینها میگویم: ما نیاز به دید عارفانه و توحیدی هم نداریم، عُقلائی نگاه كنیم، میبینیم مازاد بر احتیاج چندان برای انسان هم خوشایند نیست. یعنی انسان به نحوی كه خودش را بخواهد به درد سر بیندازد. واقعاً زندگی انسان در این مسیر بخواهد همینطور، در این مسیر بخواهد تلف بشود و حركت بكند. چه نتیجهای بر این قضیه بار است؟
نقل میكنند میگویند: در زمان سابق یك شخصی بود به نام صَدر، صدر اصفهانی و این شخص از متنفّذین بود و خیلی از اعیان بود، از معاریف بود و البتّه آثار خیری هم از او باقی مانده در جاهای مختلف به خصوص در اصفهان، همین مدرسه صدر در اصفهان از آثار ایشان است. میگویند: وقتی به مكّه مشرف شده بود پرده خانه كعبه را گرفته بود و میگفت: خدایا! به من ثروت بیحساب بده. از او سؤال كردند: آخر تو این ثروت بیحساب را میخواهی برای چه؟ میگفت: شما نمیدانید، من این ثروت را میخواهم تا این كه او را در راه خدا صرف كنم. البتّه این یك طرز تفكّر است كه اگر شخصی دارای ثروتی، ثروتی پیدا بكند این ثروت را در راه خدا و رسیدگی به افراد و ایتام و فقرا صرف كند بسیار خوب است، ولی صحبت در این است كه فقط تقرّب به خدا كه منحصر در بدست آوردن ثروت نیست. كدام یك از این بزرگان اینها ثروتمند بودند حالا به آن ثروتی كه غیر عادی باشد؟ یك زندگی عادی داشتند. بله، اگر خداوند به انسان ثروتی عطا كند و از مال دنیا مُكنَتی، انسان باید او را در جایش صرف كند، چه طور این كه در جلسات گذشته نسبت به این موضوع صحبت شد والّا مگر انسان درد سر دارد از خدا بخواهد كه: خدایا! به من مال بده كه من این مال را انفاق كنم. این همه بندگان خدا هستند، حالا خدا نخواست به انسان مال بدهد، مال ندهد. مهّم این است كه انسان در موقعیت تسلیم باشد و همان طوری كه عرض شد مال را مال اللَه بداند، مِلك را مِلك اللَه بداند و تعلّق خودش را از این ملك و از این مال ببرد، كم كند، این منظور امام صادق است، حالا چه بدست آمد، یا بدست نیامد.

