در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معرفت و محبّت به خداوند دلیل سعادت و رستگاری انسان

17229
نسخه عربی

معرفت و محبّت به خداوند دلیل سعادت و رستگاری انسان

5
  • معنای مِلک و مُلک و فرق آن دو با هم

  • یک مِلک داریم و یک مُلک. مِلک: یعنی مسلّط بودن؛ چیزی که انسان دارد و بر او مسلّط است، مِلکِ اوست. مُلک: یعنی حکومت و صاحب‌اختیار بودن. ممکن است چیزی مال انسان نباشد امّا اختیارات تصرّفش به دست انسان باشد؛ آن‌وقت در اینجا نمی‌گویند: انسان مالک است، می‌گویند: انسان مَلِک است؛ مَلِک یعنی حاکم و صاحب‌اختیار. تو مملکتی داری: یعنی تمام موجودات در تحت مُلک توست و تو مَلِکی بر آنها، صاحب‌اختیار آنها هستی، و به این موجوداتی که همه در تحت مُلک تو واقعند، با عطیّات خود فراوان افاضه می‌کنی و به آنها رحمت می‌کنی؛ و به آنها بهره می‌دهی «بتحنُّنِ رأفتِک» (أی بترحّمِ رأفتِک) با آن رأفت رحیمانه‌ای که به آنها مبذول می‌کنی.

  • مورد عطای خدا بودن تمام افرادی که در تحت مملکت او هستند، یک حکم کلّی است

  • این هم حکم کلی است که: تمام افرادی که در تحت مملکت تو هستند، مورد عطایای تو هستند. حالا من چه هستم؟ خُب من هم یکی از افرادی هستم که در تحت مملکت تو هستم دیگر! من را خلق کردی، پس من یکی از موجوداتی هستم که در مُلک و حکومت تو زندگی می‌کنم، از این قاعدۀ کلّی مستثنا نیستم. گفتی، گفتارت حق است؛ وعده کردی، وعده‌ات صدق است؛ و از افرادی نیستی که امر کنی به سوال و منعِ عطیّه کنی؛ و عطایای تو بر تمام اهل مُلک افاضه دارد و بر همه پخش می‌شود؛ من هم یکی هستم که از اهل مُلک تو هستم که تو مرا با دست رحمت، آفریدی و در زمان کودکی مرا پرورش دادی تا به سنّ بلوغ و کمال رساندی.

  • انسان هرچه از تربیت و معرفت دارد، از خدا است

  • إلهٰی ربّیتَنی فی نِعَمِک و إحسانِک صغیرًا، و نوَّهتَ باسمی کبیرًا؛ «خدایا تو مرا پرورش دادی لا به لای نعمت‌های بی‌پایان و احسان و کرم خود، درحالتی‌که من کوچک و صغیر بودم (در رَحِم مادر بودم، از آن کوچک‌تر بودم، موجودی بودم به نام نطفه، موجودیّت من همان بود؛ چه‌قِسم مرا با دست رحمت پرورش دادی به تصرّف احوال و تهوُّر کیفیّات تا اینکه با