معرفت و محبّت به خداوند دلیل سعادت و رستگاری انسان
4علاوه بر اینها، وجود او لا یتناهیٰ است، ضعفی ندارد و منفعتی به او عائد نمیشود تا بهوسیلۀ وعده، تصوّر نقصان یا فقدان مزیّت و شرفی نسبت به او متصوّر باشد؛ چون وجود او وجود کامل است و ناقص نیست. پس بنابراین، اصلاً جواز خُلف وعده دربارۀ او تصوّر نمیشود، پس هر وعدهای که میدهد وعده در صدق است.
پس خدایا تو گفتی، هم گفتارت حق است و هم وعدهات صدق است، یعنی وعدهای که دادی درست است و این گفتارت هم حق است؛ پیغمبرت که برای ما بیان فرمود، درست گفت، بر طبق حق گفت؛ این گفتار از تو صادر شده است: ﴿وَسَۡٔلُواْ ٱللَهَ مِن فَضۡلِهِۦٓ﴾،1 ﴿إِنَّ ٱللَهَ كَانَ بِكُمۡ رَحِيمٗا﴾؛2 خدا به شما رحیم است، شما را دوست دارد، با شما مهربان است، شما را دعوت کرده است از خدا بخواهید و از فضل خدا طلب کنید، خدا به شما میدهد.
ضمیمه شدن دو مقدّمه برای عدم خُلف وعدۀ پروردگار
پس اینجا دو مقدمه با هم ضمیمه شد؛ یکی اینکه: مسلّماً چنین گفتاری از تو صادر شده است و تو هم دنبال این گفتار خود، ایستادهای و وعدهخلاف نیستی؛ و گفتاری که بهوسیلۀ پیغمبرت به ما رسیده است اینکه: از خدا بخواهید، خدا به شما میدهد. یک مقدّمۀ دیگر هم باید به آن ضمیمه کنیم، و آن اینکه: آیا خداوند علیّأعلیٰ اگر ما را امر کند که: سؤال کنید من به شما میدهم! میدهد؟ یا اینکه منع میکند نه بهجهت خلف وعده، بلکه بهجهت جهات خارجی؟! این هم نیست: «و لیسَ من صفاتِک یا سَیِّدی أن تأمُرَ بالسؤالِ و تمنَعَ العطیّةَ»؛ از حالات و صفات تو اینطور نیست که بگویی: بیایید پیش من، از من بخواهید من به شما میدهم! و بعد ندهی! چطور میشود اینطور باشد «و أنت المنّانُ بالعطیّاتِ علیٰ أهل مملکتک»؛ مَنَّه بِه: أی أعطاه؛ داد، بخشش کردن؛ بخشش فراوان را میگویند: منّت. «أنت المنّانُ بالعطیّاتِ» یعنی: عطایای خود را خیلی فراوان قسمت میکنی و بر تمام اهالی که در مُلک و حکومت تو و در تحت قدرت و مملکت تو زندگی میکنند، میریزی.
- سوره نساء (٤) آیه ٣٢.
- سوره نساء (٤) آیه ٢٩.

