معرفت و محبّت به خداوند دلیل سعادت و رستگاری انسان
3عین واقعیّت و خارجیّت بودن معنای: حق بودنِ قول خدا
پس قول تو حق است یعنی: عین واقعیّت و عین خارجیّت است؛ و وعدۀ تو هم راست است و هیچوقت خلاف وعده نمیکنی، این کار را نمیکنی که وعده بدهی و خلاف کنی! چون در قرآن مجیدت میفرمایی: ﴿إِنَّ ٱللَهَ لَا يُخۡلِفُ ٱلۡمِيعَادَ﴾،1 «من وعدهخلاف نیستم!» و آن کسانی را که وعدۀ خلاف میکنند، سرزنش میکنی؛ و پیغمبرت حضرت اسماعیل را میستایی به اینکه: ﴿إِنَّهُۥ كَانَ صَادِقَ ٱلۡوَعۡدِ﴾؛2 «مردی بود که خیلی به وعدۀ خودش وفا میکرد و دربارۀ وفای به عهد و وعد، مرد راستینی بود.» و از اینها گذشته، تو احتیاج به مخالفت نداری! کسی وعدهخلاف است که وعدهای بدهد و بعد، خود را در یک محذوری ببیند و از عهدۀ وعده نتواند بر بیاید؛ یا ببیند آن وعدهای که داده است، بدون تأمّل و تدبّر وعده داده، و برای این وعدهدادن پشت و روی کار را مطالعه نکرده است و بعد وعده داده است، بعد پشیمان شده است که: چرا من بیرویّه وعده دادم! و مخالفت میکند؛ یا وعده میدهد بعد، بعضی از موانع خارجی پیدا میشود و نمیگذارد به وعدهاش رفتار کند و این شخص قدرت ندارد که آن موانع را از بین ببرد و طبق وعدهاش رفتار کند؛ یا وعده میدهد بعد، خود را در منقصتی میبیند، میگوید: اگر من به وعدهام رفتار کنم نقصانی به من وارد میشود، پس من به وعده رفتار نمیکنم تا آن ضرر به من نرسد؛ یا وعده میدهد بعد میبیند که اگر خلاف وعده کند به او منفعتی میرسد، پس میگوید: من زیرِ وعده میزنم تا اینکه یک نفع به من برسد. خلاصه، هرطوری که انسان خلاف وعده میکند، روی یکی از همین جهات است.
علّت عدم جواز خُلفِ وعده دربارۀ خدا
امّا خدا این جهات در او نیست؛ چون کارهای پروردگار روی فکر و اندیشه و تأمّل و تدبّر و تفکّر و تأنّی نیست. و علاوه، پروردگار علمش علم حصولی نیست که صورت موجودات خارجی در ذهن او نقش ببندد و آنها را با همدیگر بسنجد و حساب صلاح و فساد را بکند؛ علم، علم حضوری است و با تمام موجودات معیّت دارد. و علاوه بر این، قدرت خارجیای نیست که جلوی وعدۀ خدا را بگیرد: إنَّ اللَه هو القاهرُ؛ إنَّ اللَه هو الغالبُ؛ ﴿وَهُوَ ٱلۡوَٰحِدُ ٱلۡقَهَّـٰرُ﴾!3 موجود خارجی نمیتواند جلوی وعدۀ خدا را بگیرد، بلکه خداوند به اسم عزیز و غیور خود، و به اسم قهّار و جبّار خود، تمام موجودات را مقهور و منکوب نظر خود قرار میدهد؛ بنابراین وعدۀ او غالب است، نه اینکه موجودی بتواند در وعدۀ او تصرّفی کند!
- سوره آل عمران (٣) آیه ٩؛ سوره رعد (١٣) آیه ٣١.
- سوره مریم (١٩) آیه ٥٤.
- سوره رعد (١٣) آیه ١٦.

