معرفت و محبّت به خداوند دلیل سعادت و رستگاری انسان
2أعوذ باللَه مِن الشّیطان الرّجیم
بسم اللَه الرّحمن الرّحیم
و صلّی اللَه علیٰ خیرِ خَلقِه و أشرفِ بَریّتِه محمّدٍ و آلِه الطیِّبین الطّاهرین
و لَعنةُ اللَه علیٰ أعدائِهم أجمعین
تبیین حق بودن قول خدا و صدق بودن وعدهاش
اللَهمَّ أنت القائلُ و قولُک حقٌّ و وعدُک صدقٌ: ﴿وَسَۡٔلُواْ ٱللَهَ مِن فَضۡلِهِۦٓ﴾،1 ﴿إِنَّ ٱللَهَ كَانَ بِكُمۡ رَحِيمٗا﴾.2 و لیس من صفاتِک یا سیّدی أن تأمُرَ بالسّؤال و تمنَعَ العطیَّةَ و أنت المنّانُ بالعَطیّاتِ علیٰ أهلِ مملکتِک و العائدُ علیهم بتحنُّنِ رأفتِک.
«بار پروردگار من! تو گفتی و البته گفتار تو حق است و وعدۀ تو هم راست است؛ گفتی در قرآن کریمت که: ﴿خدا را بخوانید از فضل او (و از خدای خود سؤال کنید که فضل و کرمش شامل حال شما بشود)﴾؛ ﴿إِنَّ ٱللَهَ كَانَ بِكُمۡ رَحِيمٗا﴾ ”خداوند نسبت به شما رحیم است“ (اینطور نیست؟! پروردگار من، در قرآن خودت گفتی). و ای خدای من! از صفات تو اینطور نیست که امر کنی به سؤال که: مردم از من سؤال کنید و من میدهم! آنوقت بعد از اینکه مردم سؤال کردند، تو ندهی. بگویی سؤال کنید من عطا میکنم و بعد منع از عطیّه کنی! حال تو اینطور نیست، صفات تو اینطور نیست؛ درحالتیکه تو
عطا میکنی و بخشش میکنی به عطاهای فراوان بر تمام موجوداتی که در تحت مُلک و حکومت تو موجودند، و به آنها توجّه میکنی و بهره میدهی به انواع و اقسام ترحّم و رأفتی که به سوی آنها مبذول میداری.»
معنای حق
خداوند علیّأعلیٰ قولش حق است. حق، در مقابل باطل است، و باطل چیز تخیّلی و توهّمی را میگویند که در عالم خارج مصداق ندارد؛ و انسان در مقام تصوّر، چیز غیر واقعی را تصوّر میکند که ما به ازاءِ خارجی ندارد. حق، آن چیزی است که ما به ازاءِ خارجی دارد.
قول تو ای خدا حق است، یعنی منطبق بر خارج است و خارج بر قول تو منطبق است و اصلاً بین این واقعیّت و تحقّق، فاصلهای نیست. گفتار تو حق است یعنی: ﴿إِنَّمَآ أَمۡرُهُۥٓ إِذَآ أَرَادَ شَيًۡٔا أَن يَقُولَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ﴾؛3 مجرّدِ امر خدا که بخواهد موجودی را ایجاد کند، به او میگوید: بشو! و میشود. پس قول خدا همان اراده است، و ارادۀ خدا همان لفظ ﴿كُن﴾، و ﴿كُن﴾ با ﴿يَكُونُ﴾ فاصلهای ندارد. بنابراین مجرّدِ اراده و قول خدا، وجود خارجی و تحقّق خارجی است، بین اینها فاصلهای نیست.
- سوره نساء (٤) آیه ٣٢.
- سوره نساء (٤) آیه ٢٩.
- سوره یس (٣٦) آیه ٨٢.

