تفاوت حریّت و آزادى دنیوى با حریّت وآزادى الهى
8این میشود چی؟ این میشود آن وقت عبودیت. عبودیتی كه الآن به انسان بگویند: آقا! فردا میخواهی بمیری. بَه بَه! چه خوب. امیرالمؤمنین چه دارد آقا؟ ولولا الآجال الّتى عجل اللَه لن تستقر ارواحهم فى أنفسهم و فى اجسادهم طرفة عين طوفاً من العقاب و شوقً من الثواب. حالا ما نمیگوئیم آنها، آنها افراد دیگری هستند. حضرت وقتی كه آنها را توصیف میفرمایند، میفرماید: اینها اینقدر اشتیاق به موت دارند كه اصلًا روی پای خودشان بند نمیشوند حالا آنها دیگر كه هستند اصلًا روی پای خودشان بند نمیشوند. اگر آن تقدیر الهی و مشیت الهی نبود بر اینكه (وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ ما ذا تَكْسِبُ غَداً وَ ما تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ)1 «هیچ كس نمیداند به چه وضعی از دنیا میرود و كی از دنیا میرود و چه میكند.» اگر آن تقدیر الهی و مشیت الهی نبود، یك آن در این دنیا توقّف نمیكردند، یك آن توقّف نمیكردند. ما نمیگوئیم آن جوری، همین قدر برایمان فرق نكند، برایمان تفاوت نداشته باشد. این میشود مسأله، مسأله عبودیت.
پس بنابراین امام صادق علیهالسّلام میخواهد به عنوان بفرماید: این نكاتی را كه من دارم به تو میگویم فقط در حافظهات حفظ نكن، باید این جور بشَوی، باید این جور بشوی كه برای خودت چیزی را نبینی، تعلّقی نسبت به خودت و به آثار وجودی خودت احساس نكنی. این را باید این طور بشوی و الّا همه ما این مطالب را بلدیم. همهمان میدانیم، ما كه هیچی، فسّاق و كفّار هم میدانند. مگر آنها نمیدانند موتی هست؟ مگر آنها نمیدانند روزی باید بروند؟ مگر آنها نمیدانند باید روزی قطع علائق از تعلّقات، از همه این كثرات باید بكنند؟ آنها هم میدانند ما هم میدانیم، چه تفاوتی بین ما و بین آنها باقی میماند؟ روی این جهت مطالبی در حول و حوش این یك فقره، باید آن مطالب را مدّ نظر قرار داد.
- سوره لقمان (٣١)، قسمتى از آيه ٣٤

