در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تفاوت حریّت و آزادى دنیوى با حریّت وآزادى الهى‏

14325
عنوان بصری
نسخه عربی

تفاوت حریّت و آزادى دنیوى با حریّت وآزادى الهى‏

6
  • خوش بُوَد گر محك تجربه آید به میان‌***تا سیه روی شود هر چه در او غش باشد
  • روز قیامت كه می‌شود یك صف را برای فرعون‌ها تشكیل می‌دهند. نگاه می‌كنیم و می‌بینیم: خدایا! عجب! مگر چند تا فرعون داشتیم؟ یك كشور كه بیشتر نیست آن هم كشور مصر است دیگر. فرعون یك صف می‌گذارند از شرق عالم تا غرب عالم، اینها همه فرعونند. این دیگر مال كجا بوده؟ نه جانم! آن بیچاره اسمش فرعون بوده، حالا بیا فرعون‌های بسیار قوی‌تر، بهتر، ماشاءاللَه كار آزموده‌تر، فرعون‌های با برهان، فرعون‌های با علم، فرعون‌های با حجّت و دلیل، فرعون‌های متوغّل در علوم، فرعون‌های متوغّل در نفوس و در كثرات، بیائید همه حالا بایستید سر یك صف. خدا نكند ما را در كنار آن صف بگذارند، به خدا پناه ببریم و الّا روز قیامت مسأله، مسأله فرعون و نمرود نیست جان من! هر كسی كه در موقعیت اطاعت و انقیاد قرار بگیرد و دل خود را با خدا پاك كند، نفس خود را و افعال خود را پاك‌كند، می‌آید در صف متقین و هر كسی نباشد می‌رود در صف بغل فرعون می‌ایستد، قشنگ، صاف به ترتیب. آنها هم مراتبی دارند، مراتب جلو، مراتب بعد، همینطور نسبت به درجات بهشت و دَرَكات جهیم و نار، اینها با هم اختلاف مراتب دارند. این می‌شود چی؟ این می‌شود آزادی دنیوی.

  • یك آزادی هم داریم آزادی، آزادی الهی. آن آزاد را دعا كنید كه خدا نصیب كند. آن آزادی كه انسان از دنیا آزاد بشود، از مال آزاد بشود، از مَسند آزاد بشود، از شئونات آزاد بشود، از بیا بروها آزاد بشود، از نگاه كردن و نگاه نكردن‌ها آزاد بشود، از تعظیم و غیر تعظیم‌ها آزاد بشود. آقا! آسان به دست نمی‌آید. مرحوم قاضی رضوان اللَه علیه یك وصیت نامه‌ای دارند كه پنج سال ظاهراً، چهار سال یا پنج سال قبل از وفاتشان آن وصیت‌نامه را نوشته بودند به خطّ خودشان. چند شب پیش مطالعه می‌كردم به توسّطی به دستم رسید و نكات خوبی در آن بود یكی از مطالبش این است كه: و امّا از نقطه نظر توحید من كسی را سراغ ندارم كه شما را به او بسپارم عین عبارت مرحوم قاضی است كه شما را ... و این مسأله به آسانی بدست نمی‌آید، این مسأله به سهولت به دست ... و امّا صرف نظر از این، این كارها را انجام بدهید. فرض كنید كه یك مسائلی را فرمودند. آسان به دست نمی‌آید. مسأله توحید، همین، یك توحید الهی و یك عبودیت و یك نمازی؟ نه آقاجان! خدا نكند روزی بیاید و بیایند برای ما نامه عمل را بگشایند كه تمام نمازهایی كه‌می‌خوانیم بر تَفَرعُن ما اضافه كرده باشد، نمازهایی كه داریم می‌خوانیم، نماز جماعت‌هایی كه داریم می‌خوانیم و تمام عبادات ما، ما را به آن فرعون نزدیك‌تر كرده باشد. چطور می‌شود این طور؟ نمازی كه همراه با نفس است، نمازی كه همراه با دنیاست. بنده وقتی بیایم نماز بخوانم نماز جماعت توقّع داشته باشم كه آقایان، افراد، بیایند پشت سر من نماز بخوانند امّا وقتی كه او می‌آید برای نماز خواندن، من در منزل خودم بگیرم بنشینم. این نماز، نماز خداست؟ نخیر، خدایی در كار نیست. اگر به همان اندازه، نه در مقام بده بستان و نه در مقام معامله و نه عبادت بازاری به قول مرحوم قاضی می‌فرمودند: عبادت، عبادت بازاری نه عبادت بازاری و بده بستان، به همان مقدار كه من برای آمدن افراد در پیش نماز خود و در آن موقعیت خود و در آن اجتماع خود شوق دارم و علاقه دارم، خودم هم همین، به همین كیفیت باشد باز این جای مطلبی را دارد، گرچه این اصلش غلط است و اصلش اشتباه است. شوق یعنی چه؟ وظیفه‌ات را برو انجام بده، هر كه آمد پای نماز جماعتت آمد و هر كه نیامد، نیامد. هیچ تفاوتی نباید بكند، ابداً نیابد تفاوت بكند. ولی مسأله این طور نیست. یك مرتبه می‌گذارند نامه را جلوی آدم: آقا! شما آن نمازی كه خواندی با این خواطر خواندی، این نماز برای خودت. آن كاری كه انجام دادی با این جهت انجام دادی. آزاد از هر چیز غیر از مبدأ، آزاد از همه تخیلات غیر از مبدأ. این می‌شود آزادی الهی. این آزادی، آزادی الهی است.