در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تفاوت حریّت و آزادى دنیوى با حریّت وآزادى الهى‏

14325
عنوان بصری
نسخه عربی

تفاوت حریّت و آزادى دنیوى با حریّت وآزادى الهى‏

3
  • یك وقت من با یك شخصی یك كاری داشتم، می‌خواستم بعضی از مطالب را به او بگویم. یك وقتی گرفتیم و رفتیم و وقتی می‌خواستم با ایشان صحبت كنم دیدم افرادی كه در آن مجلس هستند حدود بیست نفر، سی نفر در آن مجلس‌اند، طبعاً همه به حالت احترام و به حالت تواضع و به حالت ...، موقعیت، موقعیت غیر عادی نبود. نشستیم صحبت كردیم بعد ایشان گفتند: راجع به فلان قضیه مطلب شما چیست؟ گفتم: بله من راجع به فلان قضیه با شما مطلب دارم منتهی نه اینجا بگوئید آقایان بروند بیرون تا بعد خدمتتان عرض كنم هیچ آقایان را یكی یكی بیرون كردیم یك نفر، دو نفر، سه نفر همه از مجلس خارج شدند، ماندیم خودمان و ایشان. گفتیم: حالا عمّامه‌تان را هم درآورید. عمّامه‌شان را هم در آوردیم، عبایشان را هم گذاشتیم كنار، قبایشان را هم گذاشتیم كنار و شدند خودشان و یك پیراهن وشلوار. گفتم: حالا وقت صحبت كردن است من هم مثل شما. ما هم عمامّه‌مان را گذاشتیم كنار، قبایمان را درآوردیم و لباسمان را درآوردیم. البتّه عمامه و قبا و اینها لباس پیغمبر است نباید درآورد، منتهی ما آنجا تعمّد داشتیم. گفتیم: آقاجان! بفرمائید ببینم این كاری كه شما كردید چه بود؟ جدّاً من این را عرض می‌كنم: بین حالتی كه در آن موقع من و ارتباطی كه احساس كردم و آن ارتباطی كه قبل با بیست نفر و سی نفر جمعیت بود بین مشرق و مغرب فاصله بود. حالا، آیا با وجود یك همچنین ارتباطی دیگر می‌شود صحبت كرد؟ دیگر مطلب قابل فهم است؟ دیگر آن چه را كه انسان باید بگوید در جای خودش می‌شود قرار بگیرد، یا نه؟ شما می‌خواهید با یك نفر بروید یك بحثی را بكنید، یك صحبتی را كنید، یك تقاضایی بكنید، آن شخص در موقعیت خودش باشد و خودیت خودش باشد یا این كه به این پیرایه‌ها این آلوده شده باشد، آیا ادراك مطلب وادراك مسأله یكی خواهد بود؟ قطعاً تفاوت دارد. این همان نكته‌ای است كه باید رویش كاملًا دقّت كرد. ما بارها عرض كردم یك روز می‌شود تمام این پیرایه‌ها را دیگر كنار باید بگذاریم، از الآن به فكر باشیم، چرا آن موقع، آن موقع دیگر دیر است، یا نه، آن موقع هم همین است، آن موقع هم با میز و دفتر و دَستَك، ما را توی خاك می‌گذارند؟ نه آقاجان! آن دفتر و دستك وزارت و ریاست الآن در اطاق خودش هست، ما می‌رویم یك كس دیگر می‌آید، قشنگ، روی همان می‌نشیند، روی همان صندلی می‌نشیند، روی‌همان میز امضاء می‌كند، روی همان میز و صندلی و با همان تلفن سؤال و جواب می‌كند، تمام اینها، موقعیت‌ها همه، افراد، بیا بروها، چایی می‌آورند، چایی می‌برند، پیغام، پسغام، واسطه، تمام اینها. خوب است اینها را داریم می‌بینیم خودمان دیگر، این نیاز به صحبت ندارد، داریم خودمان اینها را صبح تا شب مشاهده می‌كنیم و عبرت نمی‌گیریم. موقعی كه به یك مَنصب می‌رسیم، ارتباط مردم را با خود نگاه كنیم و موقعی كه داریم آن منصب را واگذار می‌كنیم باز ارتباط مردم را ببینیم، یكی است؟ خیلی تفاوت دارد. یك روز باید همه این ارتباطات را كنار بگذاریم، تك و تنها، آن پیراهن و شلوار هم از آدم در می‌آورند، هیچ دیگر باقی نمی‌گذارند، دو متر پارچه دور آدم می‌پیچند، خداحافظ. الآن ما همانیم ولی خودمان را اشتباه گرفتیم. مسأله عوض نشده، روح در جای خودش محفوظ است.