تصحیح دیدگاه وفكر انسان نسبت به مالكیت خویش
8انسان باید ببیند تكلیف چیست. ما برای دو روز دنیا در جا میزنیم و عقب گرد میكنیم ولی متوجّه باشیم این دو روز دنیا ارزش ندارد، آن چه را كه ما در پیشداریم ابدی است. آدم عاقل میآید برای خراب كردن و افساد مآل ابدی خودش، دو روز دنیا را بگیرد؟ هیچ عاقلی این كار را انجام نمیدهد، دیوانه است. خراب میشود بشود، خراب هم نمیشود البتّه، یك تغییر و تحوّلی و بعداً درست میشود، اینها همه تخیلات است. آنچه را كه ما در پیش داریم ابدی است. ممكن است بعضیها معاد را انكار بكنند، عقبات را انكار بكنند، بهشت و جهنّم را انكار بكنند آنها حسابشان جدا است. ولی ما كه قبول داریم بر این اساس حتّی مانند تُجّار و كسبه هم بخواهیم كار انجام بدهیم، تجّار چه كار میكنند؟ حساب میرسند؛ الآن این معاملهای كه بكنند آیا در او ضرر است یا در او منفعت است؟ آیا تا حالا دیده شده تاجری بیاید و بداند كه در این معامله ضرر است و اقدام بكند؟ این امكان ندارد، میگویند دیوانه است، این چرا میآید مغازهاش را باز میكند؟ چرا حجرهاش را میآید باز میكند؟ ما تمام كارمان از اوّل تا آخر بر اساس جنون است، حالا متوّجه شدید وقتی بزرگان میگویند: تمام مردم غیر عقلا هستند برای چیست؟ آدم عاقل كه نمیآید این كار را انجام بدهد. ما به خاطر یك امر روزمرّه، به خاطر یك مسألهای كه در روز هست، به خاطر یك قضیه دو ساله و سه ساله، به خاطر یك مسأله ده ساله، سعادت ابدی را از دست میدهیم، سعادت ابدی را از دست میدهیم. آن وقت همینها فردا میآیند، فردا روز قیامت، میگویند: میخواستی نكنی، ما دستت را نبسته بودیم، ما تو را مجبور نكردیم، ما باهات اخمو تَخم كردیم، میخواستی اخم و تَخم را قبول كنی، میخواستی یك خورده بپذیری. آیا برای رسیدن به یك سعادت، كمترین تحمّل در اینجا لازم نیست؟ یك كمترین تحمّل، یا نه، همیشه باید اوضاع بر وفق مراد، مسائل همه عادی و بر وفق مراد باید انجام بشود؟ خب در این صورت بین انسان و غیر انسان فرقی نیست.

