در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تصحیح دیدگاه وفكر انسان نسبت به مالكیت خویش‏

16894
عنوان بصری
نسخه عربی

تصحیح دیدگاه وفكر انسان نسبت به مالكیت خویش‏

7
  • بندگان نسبت به آنچه را كه مولای آنها دارد و موالی آنها دارد بی‌تفاوت هستند، هیچ تعلّقی ندارند. مولا به آنها بگوید: این را انجام بده، می‌روند انجام می‌دهند؛ مولا به آنها بگوید: آن را انجام بده، حتّی ناراحت هم نمی‌شوند، چرا ناراحت بشوند؟ مولا بگوید: تمام این اموال را فرض كنید كه ببر به دریا بریز. مال من نیست كه حالا بریزم یا نریزم، گفته بریز، به من چه مربوط است؟ آن كسانی كه به انسان تعلّق دارند متأثّر می‌شوند. آدم می‌خواهد یك جا یك پولی خرج بكند می‌بیند سر و صدا درآمد: چرا به ما نمی‌دهید، به دیگران می‌دهید؟ آدم می‌خواهد یك جا یك چیز بكند، نه، چرا آن جور؟ می‌گویند دیگر ما اولی هستیم، ما احقّ هستیم، نمی‌دانم ما چی چی هستیم، خب همه طبعاً .... ولی خب انسان نباید ترتیب اثر بدهد، اگر ترتیب اثر بدهد در همین جا می‌ماند، در همین جا توقّف‌می‌كند، انسان باید كار خودش را انجام بدهد و برود جلو، منتظر نباشد از كسی دستور بگیرد. اینجا خرج كن آنجا نكن به كسی نیامده است. چرا؟ چون در روز قیامت همین‌هایی كه می‌آیند و در این دنیا مانع می‌شوند، روز قیامت پرونده را روی دوششان می‌گیرند و می‌روند دنبال كارشان، نگاه انسان هم نمی‌كنند. هر چی می‌گوییم: بابا! در این دنیا ما به خاطر شما كم گذاشتیم، به خاطر شما ما در این دنیا فرض كنید كه انفاق نكردیم، به خاطر شما در این دنیا صله رحم نكردیم، به خاطر شما به خاطر اینكه شما ناراحت نشوی، رضایت داشته باشی، حالا فرق نمی‌كند، زن، فرزند، خواهر، عمو، دایی شریك، قوم و خویش، همسایه هر كه می‌خواهد باشد، به خاطر شما الآن كه گرفتاریم بیا به داد ما برس، بیا به خدا بگو به خاطر من بوده است. چی جواب می‌دهد؟ می‌گوید: من كه دستت را نبسته بودم، می‌خواستی نكنی. این جواب را من الآن به شما دادم بعد روز قیامت خودتان هم می‌شنوید، من زودتر به شما گفتم. می‌گوید: من كه دستت را نبسته بودم می‌خواستی بكنی، من دستت را گرفتم؟ من غل و زنجیر انداختم؟ می‌گویند: بابا! اگر من این كار می‌كردم، زندگیم این طور می‌شد، این مسائل پیش می‌آمد. می‌خواستی نكنی، پیش بیاید، پیش بیاید.