در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تصحیح دیدگاه وفكر انسان نسبت به مالكیت خویش‏

16894
عنوان بصری
نسخه عربی

تصحیح دیدگاه وفكر انسان نسبت به مالكیت خویش‏

4
  • این یك قضیه برای ما كه در اینجا اتّفاق افتاد، مشابهش برای صبیه و دختر خود ایشان اتّفاق افتاد كه وقتی آمدند برای خواستگاری آن پدر پدر داماد من باب مثال شروع كرد به صحبت كردن: بله چه و ما این هستیم و امكانات ما این هست و هر چه شما بگویید و فلان است و از این حرفها. منتظر بودند ببینند مرحوم آقا چه می‌فرمایند. مرحوم آقا فرمودند: ما به حضرت زهرا سلام‌اللَه‌علیها تأسّی می‌كنیم و دختر ما، دختر حضرت زهرا است، مَهر او همان مهر حضرت زهرا، مهرالسنّه است. بنده در آن مجلس بودم كه تا چند دقیقه اصلًا اینها گیج شده بودند، اصلًا نمی‌دانستند چه بگویند، گفتند: آقا! منظور حضرت عالی چیست؟ فرمودند: مگر جنابعالی مَهرُالسُّنّه را نمی‌دانید؟ مگر نمی‌دانید؟ پانصد درهم شرعی است، مثقال نقره، مساوی با دویست و ششصد و دو و نیم مثقال نقره صیرفی است. نمی‌دانم قیمتش الآن چقدر است ولی خیال می‌كنم از صد هزار تومان كمتر باشد الآن. التفات كردید؟ گفتند: آخر همین؟ ایشان فرمودند: غیر از این چیزی نیست. بعد ایشان این را فرمودند: مرحوم پدر ما وقتی برای او داماد می‌آمد، برای خواستگاری به او دو چیز را می‌گفت؛ گفت: من از تو نه پول می‌خواهم و نه چیز دیگر، یك جو غیرت و یك جو ایمان. سه چیز؛ یك جو غیرت، یك جو ایمان و یك جو عقل. این سه چیز را داشته باشی بسیار خوب. این چیست قضیه؟ بنده خودم در مجالسی بودم كه وقتی مهرالسنّه را مطرح می‌كردم، طرف مقابل من كه از آقایان بود و اهل اطّلاع بود با مسخره با قضیه برخورد می‌كرد. می‌گفت: آقا! این حرفها مال آن زمان بود، الآن این چنین است، الآن آن چنان است، با این، آن موقع یك خانه می‌دادند، نمی‌دانم، الآن پانصد درهم چی است و .... نه آقا! نه خانه می‌دانند، نه آپارتمان، نه ویلا، هیچی، زِره امیرالمؤمنین قیمتش چقدر بود؟ الآن یك زره درست كنند مقدارش چقدر است؟ زره چیزی نبود كه برای هر كسی گران باشد، همه زره داشتند دیگر، لباس می‌پوشیدند از زنجیر و اینها. این قیمت یك زره بود و بعد هم مگر روایت نداریم از موسی بن جعفر علیه‌السّلام كه فرمودند: خداوند به پیغمبر توسط جبرائیل وحی فرستاد كه مهر دختر خود را مهرالسنّه قرار بده تا امّت تو از نظر كمی مَهر به تو تأسّی كنند.؟ مگر روایت نداریم؟ كورید؟ بروید بخوانید. در كتاب نوشته؛ محاسن برقى‌. نه اینكه كورند، كورْ باطنند، می‌دانند و انكار می‌كنند. همه‌اشان می‌دانند، همه این مطالب را می‌دانند ولی صحبت در این است بین دانستن و بین یافتن بین مشرق و مغرب فاصله است، این مطالب همه مشخّص است.