
اختصاص ملكیت حقیقى به پروردگار متعال و ائمه معصومین علیهم السلام
اختصاص ملكیت حقیقى به پروردگار متعال و ائمه معصومین علیهم السلام
5ما در یك جایی بودیم، در یك مجلسی بودیم. مجلس، مجلس عقد بود. موقع غروب شد و اعلانی كه شده بود برای آن مجلس، آن اعلان از عصر بود تا پاسی از شب. گرچه این مسأله مورد نظر مرحوم آقا رضوان اللَه علیه نبود. ایشان میفرمودند: وقتی كه اعلان میشود، عصر باشد تا موقع غروب، دیگر بعد از غروب دیگر همه به سر كار خودشان بروند و دیگر مجلس تمام بشود. علی كلّ حال در آن مجلس موقع غروب شد، من دیدم كه مرحوم آقا از در خارج شدند و رفتند از در دیگر آن منزل وارد شدند، وارد اتاقی شدند، شروع كردند نماز مغرب را خواندن. بعضی از دوستان هم متوجه شدند آنها هم همین كار را انجام دادند، ما هم رفتیم. وقتی كه نماز تمام شد دوباره به آن مجلس، ایشان برگشتند و ما همبرگشتیم، ما دیدیم كه بسیاری از همین افراد مخصوصاً از همین آقایان، افرادی كه آن جا بودند همین طوری نشستند و مشغول صحبت هستند و بسیاری از اینها هم از ائمّه جماعات بودند خودشان و همین طور مشغول صحبت و طبعاً مشخّص است مسائلی كه در اینجا مطرح میشود غیر از احوال پرسی و اینها چیز دیگری كه نیست، مسائل اعتقادی و شرعی كه مطرح نمیشود در این مجالس، حال شما چطور است؟ فلان كس آمد؟ نیامد؟ مسافرت رفت و از این .... و من خود شاهد بودم كه بسیاری از این افراد تا ساعت یازده، یعنی در تابستان، تا ساعت یازده نماز مغرب و عشاءشان را نخوانده بودند، یعنی به چشم خود دیدم، نخوانده بودند و ما كه رفتیم برای اداء نماز و برگشتیم مورد اعتراض بعضی واقع شدیم: آقا! شما مهمانها را گذاشتید و رفتید نماز خواندید. گفتند: مهمانها هم بخوانند، چه اشكال دارد؟ برخیزند، وضو بگیرند، صندلی را كنار بگذارند نمازشان را بخوانند، حالا به هم میخورد مجلس؟ صندلی را میگذارید، نماز را میخوانید دوباره صندلی را میگذارید در جای خودش، دوباره میز را میگذارید در جای خودش. نشستن و به حرفهای روزمره و لاطائلات مشغول شدن اشكال ندارد، امّا در اوّل غروب، رفتن و نماز اوّل وقت را بجای آوردن كه سنّت پیغمبر است تا حدّی كه رسول خدا روزی برای مردم صحبت میكرد و نصیحت میكرد، موقع نماز كه شد از منبر به زیر آمد در روایت داریم نماز ظهر را با مردم حضرت به جای آورد و بعد رفتدوباره بر روی منبر، تتمّه صحبتها مانده بود، بعد بقیه صحبتها را حضرت كرد. این اشكال دارد؟ و من قطع دارم بعضی از این افراد منزلشان جایی بود كه اگر به منزل میرسیدند نماز مغرب و عشاءشان قضا شده بود؛ این را بنده قطع دارم. این صحیح نیست، این درست نیست، متابعت از سنّت پیغمبر این نیست. انسان خود را با جریان و با مسائل روز و زمان تطبیق بدهد در حالی كه سنّت پیغمبر را هم حفظ كند، اشكال ندارد و این باید هم همین طور باشد. ما نمیگوییم الآن از مسائل فنّی و امثال ذلك استفاده نشود.
