
اختصاص ملكیت حقیقى به پروردگار متعال و ائمه معصومین علیهم السلام
اختصاص ملكیت حقیقى به پروردگار متعال و ائمه معصومین علیهم السلام
4روی این جهت من احساس كردم كه این صحبت به این كیفیت در حال جلوس شاید این ذهنیت را به وجود بیاورد كه نكند ما هم خلاصه، بله، به واسطه بعضی از مسائل و اینها، نكند كه دستخوش همچنین تخیلاتی واقع شدیم و حالا رفتن روی منبر را خدای نكرده، خدای نكرده، برای خود كسر شأن میدانیم و صحبت كردن ...؛ در حالی كه صحبت كردن روی منبر رسول خدا افتخار است. ما لایق نیستیم روی منبر قرار بگیریم. یعنی روی منبری كه این منبر سَنبُل بیان مسائل اخلاقی و مسائل شرعی و مسائل اعتقادی هست هر كسی نمیتواند باشد. پس بنابراین رفتن روی منبر به عنوان جانشین بودن و مُمَثَّل بودن و نماینده بودن و حكایت كننده از آن باصطلاح مكتب و مرام بزرگان و اولیاء دین بوده. دیگر در این جا مطلب زیاد است كه به چه نحوه ما باید به آن سنّت برگردیم و از نقطه نظر فرهنگی بین آن چه كه ما را از بیگانگان جدا میكند و بین آنچه كه انجام او خِلَلی و نقصی در هویت فرهنگی ما بوجود نمیآورد، بین اینها ما امتیاز قائل باشیم. بین آنچه كه انجامش و تأسّی به آنها هیچ گونه خِلَلی به مسائل فرهنگی و مسائلاعتقادی ما وارد نمیكند؛ مسائل تكنیكی، مسائل تكنولوژی، مسائل علمی، اینها چیزهایی است كه نه تنها ما باید به آنها اقتدا كنیم بلكه باید بر آنها پیشی بگیریم. الإسلامُ يعْلُو و لا يعْلى عليه؛ اسلام همیشه بالاتر است. مسلمین باید از نقطه نظر علمی و پیشرفت علمی و مسائل فنّی و مسائل تخصّصی و مسائل تكنیكی بالاترین مرتبه و سطح را در دنیا حائز باشند كه متأسّفانه این طور نیست و بسیار بسیار ما عقبتریم و واقعاً این یك تأسّفی است برای مملكت اسلام كه ائمّه هدی مردم را به سمت تعالی و رشد عِلمی و تفوّق عِلمی و استعلا بر سایر مِلَل دعوت میكنند. شما ببینید این مقدار كه الآن فرض كنید كه الآن به ذهنم آمد ما در اسلام تكیه روی نظافت داریم، تكیه روی بهداشت داریم. آیا در قرون وسطی همینهایی كه الآن این همه مدّعی هستند، حتّی خود همینها در زمان فعلی این طور اهمّیت نمیدهند، سایر ادیان نسبت به مسائل تنظیف و مسائل نظافت اصلًا اهمیت نمیدهند. جایی كه فرض كنید كه در دربار پادشاهان فرانسه رفتن به حمّام نَنگ محسوب میشد. میدانید این عطرها و ادلكنهایی كه از خارج میآید از كِی مرسوم شده؟ اینها اینقدر حمّام نمیرفتند كه مجبور بودند عَطر و ادكلن به خودشان بزنند، به خاطر آن مسائل خلاف اخلاقی و خلاف چیز و اینها، رفتن به حمّام را دربار فرانسه و دربار انگلستان برای خودش ننگ میدانست. یعنی اینقدر واقعاً از نظر فرهنگی اینها مُنحَط بودند و پایین بودند. ما حمّام برویم؟ آن وقت حمّام نمیرفتند هِی عطر به خودشان میزدند. هزار تا میكروب و نمیدانم چِرك و هزار تا مَرَض و اینها به خود میگرفتند به خاطر چی، به خاطر اینكه حمّام نروند. هِی عطر به خودشان میزدند. راجع به مسائل دیگر، راجع به اختلاطشان به نجاسات و مطالب دیگر كه اصلًا در این جا جای صحبت ندارد. آن وقت شما وقتی كه وارد فرض كنید كه فرهنگ اسلام میشوید، النِّظافةُ مِن الإيمان پیغمبر اوّلین كلامش «نظافت از ایمان است»، عِمران از ایمان است، زراعت و رسیدگی به مسائل حیات اجتماعی از ایمان شمُردند، تنظیف از ایمان است. چقدر ما روایت داریم در شب كسی سطل زباله خود در منزل نباید بگذارد، محلّ تجمّع شیاطین است باید برود بیرون بگذارد. پیغمبر اكرم میفرمایند كه: لولا اشَقَّ عَلى امّتى لَأمرتُهُم بالسِّواك. «اگر سخت و صعب نبود كه بعضیها به خاطر خلاصه مسائلی و به خاطر بعضی از كوتاهیها، این را اگر من میخواستم تكلیف كنم شاید بعضیها مرتكب فرض كنید كه عمل حرام میشدند در مخالفتش، اگر سخت نبود بر امّت من، من آنها را بر مسواك كردن در شب امر میكردم» یعنی یكی از واجبات را مثل نماز، مثل روزه، مثل حج، یكی از آن واجبات را مسواك كردنِ قبل از خواب من قرار میدادم. در شب، ناخن گرفتن مكروه است چون ممكن است در شب انسان ناخن بگیرد و به واسطه كم بودن نور در آن موقع این موجب بشود كه خلاصه یك عفونتی در این باصطلاح سر انگشتان او به واسطه چیز پیدا بشود، در روز، آن هم روز پنجشنبه و روز جمعه. حمّام رفتن حدّاقل در هفته یك روز، حدّاقل، در روایات داریم مستحب است كه یك مسلمان، یك روز در میان را حمّام برود. هر روز حمّام رفتن كراهت دارد ولی یك روز در میان اصلًا مستحب است. شما در كدامیك از این شرایع و از این تمدّنها یك همچنین مسائلی را پیدا میكنید؟ یعنی این مقدار كه شمّهای من از او را یك مقداری من جمعآوری كرده بودم، خیلی مدّتی پیش، راجع به مسائل بهداشتی، یك كتاب روایت شده بود یك كتاب. شما فقهُالصّادق امام صادق علیهالسّلام را مطالعه كنید، فقهُالرّضا امام رضا علیهالسّلام را مطالعه كنید. این موقع این كار را انجام بده، آن موقع این كار را انجام بده، اینجا خوب نیست، اینجا خوب است، در این جا باید كه رعایت مسائل بهداشتی بشود، چه نحوه غذا بخورید، در زمستان غذا چه جور باشد، در تابستان چطور باشد، تمام اینها را كی بیان كرده؟ همین ائمّه ما بیان كردند دیگر، امیرالمؤمنین علیهالسّلام روایاتی كه مربوط به بهداشت است. ما در كجای از ادیان یا سایر تمدّنها این مطلب را میتوانیم مشاهده بكنیم؟ پس متابعت از آنها در مسائلی كه موجب رشد اجتماعی انسان است، موجب رشد علمی این انسان هست و جامعه مسلمین هست، این از اهمّ واجبات است، نه تنها مُستَحسَن است بلكه از اهمّ واجبات است. نكته این است كه ما به واسطه متابعت آن مسائل خلاف را در فرهنگ خود نیاوریم والّا آنها هم بشرند، اینها هم بشرند، چه اشكال دارد؟ همان طوری كه ما بعضی از مسائل را از نقطه نظر فرهنگی به آنها ابلاغ میكنیم، به همه دنیا، ممكن است در میان آنها بعضی از مسائل فرهنگی باشد، بعضی از آداب باشد، آداب خوبی باشد، اینها را انسان باید استفاده بكند، اشكال ندارد ولی صحبت در این است كه آن طور نباشد كه به واسطه خود باختن آن هویت اسلامی و هویت فرهنگی خودمان را فراموش كنیم، این مسأله است. الاسلام يعْلُو و لا يعْلى عليه. ائمّه علیهمالسّلام، تمام آنها، در دستوراتشان، در مسائل اینها، همه به این نكته توجه میدادند. چه اشكال دارد كه یك شخص در عین حفظ هویت اسلامی خود و متابعت از آن مرام و ممشای اسلامی ... .
