
اختصاص ملكیت حقیقى به پروردگار متعال و ائمه معصومین علیهم السلام
اختصاص ملكیت حقیقى به پروردگار متعال و ائمه معصومین علیهم السلام
3روی این جهت بر روحانیین و علماء لازم است از هر طبقه و هر صنف، بدون استثناء، كه به متابعت از سنّت پیغمبر از منبر استفاده كنند. چه اشكالی دارد به جای صندلی و امثال ذلك، منبری باشد، منبر دو پلّهای باشد، منبر سه پلّهای باشد تا مردم همه بدانند و آن اصالتی كه لازمه رشد اجتماعی و استقلال مملكت است، این اصالت برای همه مشهود باشد و معروف باشد؟ در جایی كه كشورهای دیگر اسلامی در خطبههای نماز جمعهشان از منبر استفاده میكنند یك مملكت شیعه كه خود را منتسب به امام میداند، خود را منتسب به سنّت پیغمبر میداند و میخواهد از آن سنّت برای تبلیغ مرام و مكتب خود به دنیا استفاده كند باید بیشتر متوجّه این نكات و این ظرائف باشد و این دقائق باشد. به جای صندلی از منبر استفاده كنیم، چه اشكال دارد؟ هر كسی میخواهد باشد، در هر رتبهای میخواهد باشد، این بهتر است، روی صندلی بنشینیم یا اینكه روی منبر دو پلّه بنشینیم و برای مردم صحبت كنیم و مردم هم بدانند كه این روش و این خصوصیت همان روشی است كه مورد رضا و پسند پیغمبر و اولیاء اوست. این چه مسألهای به هم میزند؟ ما اصالتمان و آن هویتمان بالاتر از این حرفها است كه به سخنان بعضی و خردهگیریهای بعضی منفعل بشویم و متأثّر بشویم و میدان را به دیگران واگذار كنیم و در حالت انفعالی كه «آی! حالا بد است»، «حالا نمیدانم چطور هست»، «حالا این طور است» نخیر، اینها هیچ كدام نمیتواند دلیل و نمیتواند حجّت برای تغییر از آن سنّت باشد. ائمّه جماعات، اینها به جای استفاده از تریبون چرا از منبر استفاده نمیكنند؟ یك منبر بگذارند مثل منبر رسول خدا، ما به عنوان نماینده رسول خدا داریم خودمان را معرّفی میكنیم و به عنوان نشان دهنده همان مكتب و همان مَرام داریم خودمان را معرفی میكنیم، از یك طرف شعار نه شرقی نه غربی میدهیم و این سنّت و فَرهنگ غرب را محكوم میكنیم و از طرف دیگر خودمان به دنبال این مطالب میرویم. چرا؟ پیغمبر منبر داشتند، ائمّه هدی منبر داشتند، حتّی خلفای بنیعبّاس و اینها همه از منبر استفاده میكردند و سنّت بر این بوده كه از منبر استفاده بشود. قبل از انقلاب، ما خودمان در بعضی از نماز جمعهها شركت میكردیم، من خودم بسیاری از روزهای جمعه در نماز جمعه مرحوم آیت اللَه خدا رحمتشان كند مرحوم آقا شیخ محمّدعلی اراكی در همین مسجد امام، من خودم شركت میكردم. ایشان روی منبر میایستادند و نماز جمعه میخواندند و خطبه نماز جمعه قرائت میشد. بعد از انقلاب حتّی باز هم ما شركت میكردیم، در نمازهای دیگری كه در این طرف و آن طرف میشد، همه اینها از منبر استفاده میشد. من نمی دانم به چه دلیلی این سنّت تغییر پیدا كرد و الآن خطیب نماز جمعه میگوید كه: ما از تریبون نماز جمعه اعلام میكنیم. نماز جمعه تریبون ندارد، نماز جمعه منبر دارد، منبر بایستی كه برای مردم به عنوان مظهری از مظاهر تمدّن اسلامی، نه تمدّن به معنای زرق و برق ظاهری، بلكه تمدّن به معنای اصالت در هویت، اصالت در آن استقلال فرهنگی باید مطرح باشد. الآن در جایی كه فرض كنید كه یك پیپ چرچیل را در موزه به عنوان سَنبُل سیاست او نگهداری میكنند و با چه وسائل كذایی اینها، آن وقت ما میآئیم و فرض بكنید كه به همین راحتی میدان را به حریف میبازیم و منفعلانه، اگر این كار را انجام ندهیم میگویند اینها عقب گرد كردند، اینها برگشتند، باید خودمان را با جامعه وقف بدهیم، با چه چكار كنیم. در حالتی كه تمام این مسائل، همه، مسائل، حاكی از روح انفعال است، روح تأثّر است. بعضی از دوستان ما الآن ائمّه جمعه بعضی از شهرستانها هستند و اینها اوّل كاری كه كردند آمدند منبر گذاشتند. مرحوم آقا رضوان اللَه علیه وقتی كه میخواستند امام جمعه بشوند، به آنها مطالبی را متذكّر شدند؛ یكی از آنها این بود كه باید شما تریبون را بردارید و به جایش منبر بگذارید و بروید روی منبر و بعد هم ردا بپوشید، همان طوری كه رسول خدا رِدا میپوشید نه این عبا، رِدا. ردا یعنی یك قبا و یك پارچهای كه این پارچه را روی دوش میاندازند، پارچه سفید یا زردی، همان طوری كه سنّت رسول خدا در هنگام اقامه جمعه به این نحو بود این مطالب به گوش ما نخورده و به این نحو شما باید بروید و صحبت كنید و اصلًا كیفیت نماز جمعه و خصوصیت نماز جمعه را امروز مجال نداریم، اگر ما برای دوستان عرض میكردیم آن وقت متوجّه میشدیم كه همین نماز جمعه چه تأثیرات عجیبی ممكن است داشته باشد و دشمن چه مقدار از این نماز جمعه در هراس است به شرطی كه این نماز با شرائط متابعت از سنّت انجام بگیرد، از سنّت پیغمبر انجام بگیرد. خدا رحمت كند مرحوم علّامه محمّد تقی مجلسی، پدر همین علّامه محمّد باقر كه صاحب كتاب بحارالانوار، كتاب بسیار معروفی است ایشان در شرح و تبیین نماز جمعه در آن كتاب شرح من لا يحضر الفقيه شان، در آن جا میفرمایند كه: چقدر مناسب است كه خطیب نماز جمعه وقتی كه بر بالای منبر قرار میگیرد و مردم را موعظه میكند، از مسائل اخلاقی بگوید و بعضی از اشعار اخلاقی را برای مردم با صدای بلند بخواند و چه مناسب است كه از اشعار مولانا محمّد بلخی و مثنوی، این اشعار را برای مردم باصطلاح بخواند. آن وقت شما خواهید دید كه خطبهای كه با این مسائل اخلاقی و اشعار حِكَمی و عرفانی این بزرگان دین برای مردم باشد آن وقت چه ابتهاج و بهجت و سرور و روحانیتی برای مردم میآورد كه این روحانیت و این نور و این بهجت میتواند تا هفته دیگر مردم را سرحال و زنده نگهدارد، مردم را با نشاط نگهدارد، مردم را نسبت به مسائل آخرت و نسبت به مسائلی ... مردم را كاملًا متوجّه قرار بدهد.
