در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اختصاص ملكیت حقیقى به پروردگار متعال و ائمه معصومین علیهم السلام‏

17173
عنوان بصری
نسخه عربی

اختصاص ملكیت حقیقى به پروردگار متعال و ائمه معصومین علیهم السلام‏

2
  •  

  •  

  • اعوذ باللَه من الشّيطان الرّجيم‌

  • بسم اللَه الرّحمن الرّحيم‌

  • الحمدلله ربّ العالَمين‌

  • والصّلوة و السّلام عَلى سيّدنا و نبيّنا و حَبيب قُلوبنا

  • وطَبيب نُفوسنا ابى‌القاسم المُصطفى محمَّد

  • وعلى آله الطَّيّبين الطّاهرين المَعصومين المُكرَّمين‌

  • واللَعنة عَلى أعدائهم اجمعين‌

  •  

  • قال مولانا الامام الصّادق علیه‌السّلام: أنْ لا يرَى العَبدُ لِنَفسِه فيما خَوَّلَهُ اللَه مِلكًا، لأنَّ العَبيدَ لا يكونُ لَهم مِلكٌ، يرونَ المالَ مالَ اللَه يضَعونَه حيثُ أمَرَهُم اللَه به.

  • بندگان برای خود در آن چه كه خدا به آنها محوّل كرده مِلكی را احساس نمی‌كنند، تملّكی را احساس نمی‌كنند، مال را مال خدا می‌دانند و هر جا كه خدا امر كرده و در هر موردی كه خداوند امر كرده آن مال را در آن مورد صرف می‌كنند.

  • مدّتی بود كه ما طبق آن چه كه مدّ نظر داشتیم و بعضی از مسائلی كه مدّ نظر بود، همین طور نشسته صحبت می‌كردیم. تا اینكه دو قضیه، دو مسأله باعث شد كه حقیر نسبت به این مسأله تجدید نظر كنم؛ یكی اینكه احساس كردم رفقا و دوستان طبعاً در ارتباط تخاطب و مشافهه گاهی اوقات مورد زحمت واقع می‌شوند و مسافت دور است، هم برای گوینده و هم برای شنونده، متكلّم و مستمع، طبعاً بهتر اینست كه با افراد روبرو باشد و این تأثیری بیشتر در طرفین دارد. مسأله دوّم كه بسیار مسأله مهمّی است و می‌توان گفت كه مطلب اوّل نسبت به مطلب دوّم در واقع چیزی به حساب نمی‌آید؛ او این است كه در سنّت، القاء مسائل اسلامی و مسائل اخلاقی باید براساس سنّت پیغمبر و سنّت شرع و ائمّه باشد و رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلم، ایشان برای مردم در مسجد مدینه وقتی كه حضرت به مدینه تشریف آوردند و آن مسجد را با آن كیفیت بنا كردند دستور دادند یك منبری برای آن حضرت، سه پلّه، تهیه كردند و ساختند و حضرت روی آن منبر می‌ایستادند و گاهی اوقات می‌نشستند، اگر صحبتشان كوتاه بود می‌ایستادند و اگر صحبتشان یك قدری طولانی بود می‌نشستند و به این نحو برای مردم بیان می‌كردند مسائل اخلاقی و مسائل شرعی و مسائل اجتماعی را. چون قبل از ساخت آن منبر به یك ستونی تكیه می‌دادند كه الآن به نام ستون حنّانه معروف است و وقتی كه آن منبر ساخته شد روی آن منبر قرار گرفتند و آن ستون از فراق پیغمبر ناله كرد و همه هم آن ناله را شنیدند كه الآن به نام ستون حنّانه معروف است، در كنار آن ضریح مطهّر. علی كلّ حال سنّت پیغمبر منبر است و باید خطیب و شخصی كه مسائل اخلاقی و اسلامی را مطرح می‌كند باید براساس سنّت پیغمبر مسأله را انجام بدهد و به همان سیره عمل كند. تریبون و امثال ذلك، ما در اسلام نداریم. بله، البتّه ممكن است در بعضی از محافل غیر مربوط به القاء و مسائل تخاطبِ نسبت به مسائل اخلاقی و دینی، آن مورد استفاده قرار بگیرد امّا برای مسائل اسلامی، اخلاقی، نصیحت، تبیین مسائل شرعی، آن احتیاج به متابعت از سنّت پیغمبر دارد. در سابق تریبون ما نداشتیم و این تریبون یك سنّتی است كه از غرب آمده. آنها برای تو مجالس خودشان مجالس مقنّنه، سخنرانی‌هایی كه می‌كردند در زمان سابق، تقریباً از حدود زمان پهلوی اوّل این تریبون وارد ایران و جزء فرهنگ ایران شد، قبلًا اصلًا ما تریبون نداشتیم، حتّی پادشاهان سابق و سلاطین قاجار و امثال ذالك اینها اصلًا از تریبون استفاده نمی‌كردند. اگر می‌خواستند در جایی بروند خطبه‌ای بخوانند در نماز جمعه و اینها، سلاطین گذشته، حتّی سلاطین مغول وقتی كه در زمانی كه در ایران حكومت می‌كردند، سلاطین خوارزمشاه و خوارزمشاهیه و اینها، تمام اینها از منبر استفاده می‌كردند و روی منبر می‌نشستند و برای مردم صحبت می‌كردند. از زمان پهلوی اوّل رضاشاه این مسأله تریبون آمد و جزو فرهنگ غیراسلامی ایران قرار گرفت ولی باز در همان سنوات خطبا و روحانیون، اینها همه از منبر استفاده می‌كردند تا قبل از انقلاب و من خودم به یاد دارم بزرگان و خطبای معروف و مشهور كه حتّی الآن از تریبون استفاده می‌كنند، سابق از منبر استفاده می‌كردند، قبل از انقلاب و با همین منبر مردم را به سمت دفع ظلم و رفع ظلم و عدالت خواهی سوق می‌دادند و مردم از پای همین منبرها حركت كردند و از همین مجالس مردم به پا خواستند و آمدند و دودمان و طومار آن حكومت ظالم و مستبد را برانداختند.