
حقیقت ولایت رسول خدا و ائمه علیهم السلام و علت وجوب تبعیّت از ایشان
حقیقت ولایت رسول خدا و ائمه علیهم السلام و علت وجوب تبعیّت از ایشان
8آقاجان! رمز سلوك این است، رمز سلوك این نیست كه منی كه الآن معمّم هستم به واسطه انتصاب خودم به رسولاللَه بیایم به دیگران افتخار كنم. این راه، راه سلوك نیست.
همه مردم زحمت میكشند، همه مردم درس خواندند، آن كسی كه درس خوانده پزشك است، مهندس است در سایر حِرَف است، آن زحمت كشیده، درس خوانده، بیخوابی كشیده، آن شخصی هم كه تاجر است، كاسب است آن هم: الکاسب حبیب اللَه، الکادُّ لِعیالِه کالمُجاهِد فى سَبیلِ اللَه، آن هم میآید زحمت میكشد، در منزل كه نمینشینند بعد كارها را رتق و فتق كنند، تمام افراد برای گذران زندگی، برای رسیدگی به حال دیگران، برای اصلاح امور یكدیگر، اینها زحمت میكشند، كار میكنند، یكی از آن افراد هم مثلًا فرض كنید كه بنده، ما هم به اندازه خودمان البتّه خیلی كمتر از آن چه كه بودیم یك فرض كنید كه دو تا كتابی خواندیم. این كتاب یك نحوه است، البتّه بحثی نیست در اینكه علم شریعت و علم دین و علم فقه ـ یعنی فقه به معنای كلّی یعنی فهم دین ـ این اشرف علوم است، افضل به علوم است، علم توحید، علم معرفتاللَه بر سایر علوم فضیلت دارد، به واسطه فضیلت موضوعش و به واسطه فضیلت غایتش و هدفش، در این حرفی نیست، ولی صحبت در این است كه بالاخره این زحمتی كه الآن كشیده شده با آن زحمتی كه دیگران كشیدهاند تقریباً یكی است، فرقی نمیكند. چرا من بیایم با آنوضعیت و با این كیفیتم بخواهم بر دیگران فخر بفروشم و توقّع این را داشته باشم كه دیگران مُطیع و من مُطاع باشم، دیگران مأمور و من آمر باشم، این از كجا این آمده؟ خدا گفته، رسول خدا گفته كه هر كسی كه درس دین میخواند و معمّم است باید بر دیگران حكومت كند و امر كند و نهی كند و كسی كه تخلّف میكند مستحقّ كذا هست؟ نه آقا! این مسأله نیست این طور. یك موازینی است، آن موازین باید رعایت بشود، آن موازین این است كه غیر متخصّص باید به متخصّص مراجعه كند، همین. همان طوری كه من نوعی به واسطه عدم سررشتهای كه نسبت به حالات بدن و خصوصیات صحّت و مرض دارم وقتی كه به یك طبیب یا متخصّص مراجعه میكنم عقلًا و عرفاً و منطقاً و شرعاً موظّف هستم از آن دستور طبیب متابعت كنم اگر متابعت نكردم در روز قیامت اگر مسألهای پیدا بشود مسؤولم و خدا مرا عقاب میكند.
