
حقیقت ولایت رسول خدا و ائمه علیهم السلام و علت وجوب تبعیّت از ایشان
حقیقت ولایت رسول خدا و ائمه علیهم السلام و علت وجوب تبعیّت از ایشان
4اینی كه ما بیائیم یكسره هر چه كه در دنیا هست بكوبیم و رد كنیم و همه را كنار بگذاریم صحیح نیست. همه مردم، همه افراد انسانند، فكر دارند، وجدان دارند. حتّی آن آدم بدكار هم احساس خیر و احساس شر در وجود او نَمُرده است، خودش میآید پرده میاندازد، خودش میآید یك حجابی روی خودش و روی حقایق و روی فطریات خودش میپوشاند. امّا انسان است و روش و دأب رسولاللَه این چنین نبود؛ رسول اللَه به همان مقدار كه برای زید بن حارثه و امیرالمؤمنین علیهالسّلام و اباذر و سلمان مایه میگذاشت و ابلاغ میكرد به همان اندازه برای ابوسفیان و ابوجهل و عُتبه و شیبه و ولید و اینها هم به همان اندازه بلاغ داشت و ابلاغ، فرق نمیكرد. آنها هم در وجود خود صدق و حقّانیت رسولاللَه را ادراك میكردند ولی عناداً و از روی غَرَض راه دیگری را در پیش میگرفتند ولی میفهمیدند كه رسول خدا صادق است اگر نمیفهمیدند تكلیف نداشتند، اگر نمیفهمیدند مانند این ستون بودند، خدا آنها را عقاب نمیكرد، خدا تكلیف از آنها نمیخواست. چرا؟ چون اینها هم بشرند، اینها هم انسانند، انسان آلوده است انسانی كه دستخوش كَثَرات است. در محدوده تعلّق به كثرات آن تمایل به وحدت و توحید در او كم شده، كم سو شده، پوشش افتاده، چرا؟ تمایل به كثرت شدید است، تمایل به تعلّقات شدید است. لذا دعوت رسولاللَه دعوت عام است هم به مردم شامل میشود هم به سلاطین. مگر پیغمبر برای سلطان رم نامه ننوشتند؟ برای حاكم مصر نامه ننوشتند؟ برای خسرو پرویز، سلطان ایران نامه ننوشتند؟ منتهی افراد مختلفند یكی مانند نجاشی مطلب را میگیرد، میپذیرد، با عقل و با تاریخ تطبیق میدهد میبیند صحیح است ایمان میآورد و به جعفر میگوید وقتی كه برگشتی به مدینه به رسول خودتان سلام برسانید و بگوئید كه من بر دین تو از دنیا رفتم و رسول خدا از مدینه بر او نماز میت میخواند، وقتی كه او از دنیا میرود. ببینید! ارتباط، ارتباط بدن نیست. حضرت میبیند الآن از دنیا رفت، نماز میت بر نجاشی میخواند كه نجاشی در چیست در اتیوپی در حبشه، آنجا بود. این ارتباط، ارتباط معناست.
