در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اولى به تصرف بودن پروردگار و ائمه نسبت به جمیع شئون انسان

18584
عنوان بصری
نسخه عربی

اولى به تصرف بودن پروردگار و ائمه نسبت به جمیع شئون انسان

5
  • یك مطلبی را مرحوم پدر ما ـ رضوان اللَه علیه ـ ایشان می‌فرمودند، می‌فرمودند: من اكثر مبانی ولائی و حكومتی و قضا را كه از علماء سابقین تا به حال نوشته شده من وقتی كه ملاحظه می‌كردم می‌دیدم اكثر آنها افرادی بودند، چه در تأیید ولایت و حكومت و قضا نسبت به حاكم دینی و عالم دینی یا افرادی كه در جهت مخالف یعنی در مقام رد و انتقاد از مسئولیت حقوقی و قضائی نسبت به عالم دینی، می‌دیدم بحث می‌كردند، می‌دیدم اینها افرادی بودند كه ـ اكثراً، نه همه آنها ـ افرادی بودند كه به یك نحوه تعلّقی به قضیه داشتند. یعنی آن كسی كه در تأیید صحبت كرده، دستش تو كار بوده، مسئولیتی داشته؛ آن كسی كه رد كرده، آن نبوده، در جریان نبوده یا كنار گذاشته شده بوده و امثال ذلك. این دیگر قضیه بدیهی است، دیگر مسأله‌ای است كه نیاز به دلیل ندارد.

  • یك نمونه‌اش را من خودم ذكر می‌كنم؛ یكی از آقایانی كه در قزوین دفن شده مرحوم شیخ ملا محمّد تقی برقانی است كه در همین شاهزاده حسین در آنجا به توسط بهائیت و اینها به قتل رسید. ایشان كسی بود كه وقتی در قزوین اقامه نماز جمعه می‌شد، ایشان به سختی در مقابل این قضیه می‌ایستاد. یكی از آقایان، یكی از علماء در قزوین اقامه نماز جمعه می‌كرد، ایشان به سختی می‌ایستاد و تمام مجالس او را، اغلب مجالس او را می‌گویند ردّ و انكار بر تشكیل نماز جمعه تشكیل می‌داد. افراد، اصحابش، مریدانش و امثال ذلك. یك هفته این آقای امام جماعت قزوین آمد طهران و برگردد. ایشان رفت به جایش اقامه نماز جمعه كرد، نبود كسی. آن شخص برگشت و گفتش كه: من نفهمیدم این چه حكم شرعی است كه با یك رفتن طهران و برگشتن صد و هشتاد درجه فرق كند و شد از مُؤَیدین اقامه نماز جمعه و شروع كرد از این طرف دلیل آوردن، اسمش هم شهید ثالث شده است، در قزوین هم دفن است. ببینید! این مسأله اختصاص به یك طیف خاص دون طیف خاصّی ندارد. اتّفاقاً در مسأله مربوط به ما و علماء و روحانیت بسیار این مسأله خطیر و حسّاس است كه چطور نفس می‌آید در یك جا .... در همه جا، در هر صنفی من دیدم، در هر رشته‌ای دیدم، در هر حرفه‌ای دیدم این مطلب را. چرا؟ چون در همه ما نفس موجود است. اشكالی هم ندارد، بالأخره انسان باید در صدد اصلاح بر بیاید، بالأخره ما نفس داریم، شما هم نفس دارید، همه داریم، اگر همه‌كامل بودیم نیازی به راه و سیر نداشتیم، نیازی به مراقبه و اینها نداشتیم، همه نفس دارند.