اولى به تصرف بودن پروردگار و ائمه نسبت به جمیع شئون انسان
2أعوذُ باللَه منَ الشَّیطان الرّجیم
بسم اللَه الرّحمن الرّحیم
قال: ثلاثة أشياء؛ أن لا يرى العبد لنفسه فيما خوله الله ملكا؛ لأن العبيد لا يكون لهم ملك، يرون الال مال الله يضعونه حيث أمرهم الله به
امام صادق علیهالسّلام به عنوان میفرمایند: «حقیقت عبودیت در سه چیز است؛ اوّل این كه بنده برای خود در آنچه كه خداوند از تصرّفات و از اموال و از نِعَم خود به او اعطا میكند احساس تملّك نكند و احساس ملكیت نكند زیرا بندگان ملكیتی برای خود نمیبینند بلكه تمام ملكیت را منحصر در ملكیت موالی و مولاهای خود میبینند.» یرون المالَ مالَ اللَه «عبید یعنی بندگان خدا، مال را مال خدا میدانند و در هر جایی خرج میكنند كه خدا آنها را امر كرده به تصرّف در آنجا و قرار دادن در آنجا.»
در جلسه گذشته راجع به مسائل اعتباری و مسائل حقیقی صحبت شد و عرض شد انسان از این نقطه نظر اختیار در تصرّف دارد، در تصرّف آنچه كه متعلّق به اوست زیرا مالك آن تصرّفات است، صاحب اختیار آن تصرّفات است. الآن من دست خودم را حركت میدهم؛ اختیار دارم حركت بدهم و اختیار دارم نه. اختیار دارم كه چهار زانو بنشینم یا دو زانو بنشینم. اختیار دارم بایستم یا بخوابم. حركت كنم یا بنشینم. چرا؟ چون مالك اعضاء و جوارح خودم هستم. اختیار دارم مال را در هر جایی كه ـ البتّه خلاف شرع نباشد ـ آن مال را، اموالی كه مربوط به خودم هست آن اموال را صرف كنم. نسبت به كیفیت صرف مال به آن مقداری كه شارع اختیار به من داده كه إنشااللَه این بحثش هم میآید تا كجا اختیار هست و در چه موارد و مواقفی برای انسان محدودیت وجود دارد. چون نسبت به این مال احساس ملكیت میكنم. امّا شخص دیگر نمیتواند در مال كس دیگری تصرّف كند. چون این اختیار از طرف شخصی به او عطا نشده، داده نشده. شما نمیتوانید در مال همسایه تصرّف كنید چون به شما اختیار تصرّف داده نشده. اگر تصرّف كنید با قانون با شما برخورد میشود. شما را به زندان میبرند، تأدیب میكنند. اگر بخواهد ادامه پیدا بكند به حبس و این مسائل كشیده میشود، به مراتب جرم، مراتب كیفری تفاوت پیدا میكند. چرا؟ چون تعدّی از حدود و حقوق و اختیار در اینجا انجام گرفته و شارع هم این دخل و تصرّفات را تأیید میكند و آن دخل و تصرّفات را مذمّت و تقبیح میكند. در اسلام، در هر دین دخل و تصرّفات باید در محدوده قانون انجام بگیرد.

