در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت معناى عبودیت و چگونگى تحقق آن در وجود انسان‏

16431
عنوان بصری
نسخه عربی

حقیقت معناى عبودیت و چگونگى تحقق آن در وجود انسان‏

7
  • ایام رجب نزدیك است و همان طوری كه دأب و دِیدَن مرحوم آقا رضوان اللَه علیه بود قبل از ماه رجب ایشان یك مطالبی را می‌فرمودند. دوستانشان را جمع می‌كردند و راجع به اهتمام ماه رجب ایشان مطالبی را می‌فرمودند. آن چه را كه من بدون توجّه به روایات و احادیثی كه در فضیلت ماه رجب آمده است از تجربیات شخصی خودم با مرحوم آقا رضوان اللَه علیه و سایر بزرگان به یاد دارم این است كه در تمام ایام سال به این ماه رجب از همه شهرها و ماهها اهتمام بیشتری داشتند ایشان. حتّی از ماه رمضان هم اهتمام این بزرگان به ماه رجب بیشتر بود و عبارت ایشان این بود كه ماه رمضان برای عامّه مردم انفَع است و نَفع بیشتری دارد ولی ماه رجب برای خصوص سالكان الی اللَه این نفعش از ماه رمضان بیشتر است و تأثیراتی كه در ماه رجب بر نفس وارد می‌شود آن تأثیرات تأثیرات عمیق‌تریست، تأثیرات زیر بنایی تریست از آن چه كه در سایر ایام اللَه كه شعبان و رمضان و یا فرض بكنید كه در آن ذی‌القعده به خصوص دهه اوّل ذی‌الحجّه كه بسیار آن جَلوات و جَذبات خاصّی دارد در آن عُشر اوّل ذالحجّه، این ماه رجب از همه آنها مهمتر است و خود ایشان هم در ماه رجب یك تغییراتی داشتند، ایشان به طور كلّی در زندگیشان، در اعمال شخصی خودشان و توصیه به مراقبت بیشتری‌می‌كردند به رفقایشان و به دوستان و می‌فرمودند: ماه رجب ماه الهی است، در ماه خدا غیر خدا را نباید انسان داخل كند، مراقبه‌اش را در این ماه باید بیشتر كند، كلامش را در این ماه باید منضَبطتر قرار بدهد، هر حرفی را نزند، هر مطلبی را نگوید، حتّی مسائل عادی، حرفهای عادی، اینها در این ماه مضرّند. هر چه در این ماه حالت سكوت و حالت سكون و آرامش بیشتر باشد واردات بیشتر خواهد شد و هر چه نه، حالت تشویش و اضطراب، ملائكه در جایی كه تشویش و اضطراب است نمی‌آیند، ملائكه در جای سكون و آرامش می‌آیند، ملائكه در جایی كه دائماً محلّ جَوَلان فكر و تخیلات و خیالات ...؛ این آن را گفت، آن آن را گفت، این به من این حرف را زد، چرا آن نسبت به من این فكر را كرد؟ من این جوابش را بدهم، با این اینجور صحبت كنم اینها به درد ماه رجب نمی‌خورد. اگر شخصی با این تصوّرات و تخیلات داخل در ماه رجب بشود نصیبی نخواهد داشت. پس شرط اوّلی را كه مرحوم آقا ذكر می‌فرمودند این است كه انسان قلب خود را از هر چه كه تا به حال با او بوده پاك كند و بدون این فایده ندارد، هیچ فایده‌ای ندارد. هر چه ذكر بگوید فایده ندارد، هر چه توجّه كند فایده ندارد، چرا؟ چون این توجّه و ذكر توجّه صوریست، توجّه عُمقی نیست، عُمق خراب است، عُمق در او تشویش است، عُمق در او هوا و هوس است، عُمق در او تكثّرات است، عُمق در او توغّل در كثرات است، فایده ندارد، فقط از یك صورت ظهور پیدا می‌كند و به همان صورت‌هم ختم می‌شود. پس بنابراین اوّلین كاری كه سالك باید انجام بدهد این است كه تصوّر كند در ماه رجب متولّد شده. بچّه‌ای كه تازه از مادر متولّد می‌شود دشمن دارد؟ هنوز كاری نكرده توی این دنیا، دشمن ندارد. آیا بچّه‌ای كه از مادر متولّد می‌شود كسی راجع بهش حرف زده؟ كسی غیبتش را كرده؟ كسی فرض كنید كه ...؟ نه، تازه هنوز متولّد شده و نه دوستی پیدا كرده، نه دشمنی پیدا كرده، نه كسی را زده، نه به كسی بی‌احترامی كرده، نه شخصی نسبت به او بی‌احترامی كرده، هیچی هیچ گونه ارتباطی نداشته كه دیگر. انسان باید تصوّر كند كه در ماه رجب متولّد شده و همچون بچّه كه در قلب و در نفس او هیچ چیزی وجود ندارد. بچّه هیچی نمی‌فهمد فقط گرسنه‌اش بشود صدایش در بیاید برای شیر خوردن همین، و الّا هیچی نمی‌فهمد حتّی مادرش را هم نمی‌فهمد دیگر. البتّه یك احساس خاصّی دارد امّا .... دیگر نه كینه‌ای در بچّه است، نه بُغضی در بچّه هست، نه حَسدی در بچّه، نه حسابی هیچ هیچی نیست، فلهذا مرحوم آقا تعبیر می‌كردند بچّه تا چند ماه اصلًا فانی است، یعنی هیچ نوع تعلّق به كثرت در او نیست. اگر می‌خواهید نگاه به فنا كنید كه در فنا چه خبر است. نگاه به بچّه شیرخوار كنید. كینه دارد؟ ابدا، نسبت به كی كینه دارد؟ حسد دارد؟ ابدا، بُغض دارد نسبت به كسی؟ ابدا، هر وقت گشنه‌اش بود گریه می‌كند، فقط همین. آدم فانی مگر غیر از این چیز دیگر است؟ نه در وجود او حقد است، نه حسد است، نه تعلّق به دنیاست، نه تعلّق به مادّه است، نه تعلّق به كثرات است، نه این را بگیرد، نه آن را بگیرد، نه نفعی الآن .... الآن فرض كنید كه به یك بچّه بگویند: آقا! زلزله شد در فلان جا خراب شد؛ اصلًا نمی‌فهمد می‌گوید: بابا من گرسنم است شیرم را بدهید بخورم بخوابم. این چیه؟ می‌گویند: آقا فلان كس نماینده شد، فلان كس چیز شد. می‌گوید: آقا شیر من را بدهید بخورم، اینها مال خودتان، مبارك خودتان باشد. فقط نیازش در ارتباط با مبدأ محفوظ است و بقیه هیچ. آدم فانی فقط تعلّقش با مبدأ است و دیگر هیچ در نفس او نیست. منتهی فرق بین بچّه و بین فانی این است كه بچّه وقتی كه برمی‌گردد تازه برمی‌گردد توی كثرات یكی یكی هِی می‌آید سراغش، یكی یكی تعلّقات، فانی وقتی كه بقا پیدا می‌كند دیگر همه را از دست داده. این فرق بین این دو و باید ما برگردیم به همان جا، به همان جایی كه آمدیم.