در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

پرهیز از غلوّ و افراط در توصیف و مدح افراد

17517
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

پرهیز از غلوّ و افراط در توصیف و مدح افراد

4
  • از بس كه خدا عشق به حیدر دارد***انگار نه انگار پیمبر دارد
  • این قدر آدم بی‌شعور؟! اینقدر نفهم؟! اینها چی هستند؟ اینها همه حماقت و خریت است آقا!. كجای أمیرالمؤمنین راضی است كه شما بیایید یك همچنین توصیفی‌بكنید؟ آن أمیرالمؤمنین می‌گوید: أنَا عَبْدٌ مِنْ عَبیدِ مُحَمَّد. أمیرالمؤمنین چون این است أمیرالمؤمنین شده، خیال نكنید خیلی از شما راضی است، یا این كه من شنیدم یك كسی می‌گفت: از افراد معروفی هم هست یك روایت داریم، انبیاء به هر مقدار كه عشق و محبّت آنها به أمیرالمؤمنین بیشتر باشد، به خدا تقرّبشان بیشتر است. خُب این مطلب تا اینجایش دُرست، این را قبول داریم و صد در صد این مسأله صحیح؛ آن وقت سراغ پیغمبر كه می‌آید، می‌گوید: می‌دانید چرا آن قدر پیغمبر به خدا نزدیكتر است؟ چون علاقه‌اش به علی از همه بیشتر است. خب این كه نمی‌شود اینجا، شما باید موازین را در هر جا در همان مكان خودش حفظ كنید. انبیاء كارشان كجا، پیغمبر كجا.

  • اوّل ما خَلَق انبیا نبودند، پیغمبر بود. «اوّلُ ما خَلَقَ اللَه نورٌ نَبیك یا جابر!» نور، نور پیغمبر بود نه انبیاء دیگر. آن اسم اعظم و تجلی اعظم الهی وجود پیغمبر است. در شب بیست و هفتم رجب، فراموش نكنید كه از آن شبهای كارساز است، شب بیست و هفت رجب، و خیلی از انوار و تجلیات توحیدی الهی در شب بیست و هفت رجب است و اولیاء و بزرگان یكسال خودشان را برای درك این شب آماده می‌كردند خب، نزدیك است دیگر آن شب اذكار خاصی دارد و اوراد خاصی دارد و احیایش بسیار مسأله مهمّی است و همین قدر بدانیم كه در شب بیست و هفت رجب پیغمبر به آن رسالت و بعثت رسید. این مسأله مسأله كمی نیست. در آنجا دارد اللَهمَّ إنّی أسْئَلُكَ بِالتَّجلی الأعْظَمِ فی هَذا اللَیلِ المُعَظَّمِ، «خدایا من تو را به تجلّی اعظم تو قسم می‌دهم در یك همچنین شبی» پیغمبر تجلّی اعظم است دیگر. البتّه از وجود پیغمبر، أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام و سایر ائمّه در راستای همین تجلّی قرار دارند و همه اینها واسطه فیض هستند و الآن هم كه بالاخره كار دست امام زمان است. آن وقت حالا ما بیاییم چكار كنیم؟ اینجور مطرح كنیم. این درست مخالف سلوك است. این مسائل قبلًا مطرح شد و مفاسدی كه مترتّب بر این قضیه هم هست طبعاً آن مفاسد مترتّب است. چون نفس یك نفس تأثیر پذیری است نه تأثیر گذار، هنوز به مرتبه تأثیر گذاری نرسیده است، طبعاً این مطالب در او اثر می‌كند و اگر در یك موقعیت خاصّ باشد اثرات مفسده انگیز غیر قابل جبرانی ممكن است بر جریان خارج از خودش بوجود بیاورد و این مطلب از نقطه نظر سلوكی خیلی حائز اهمیت است.