پرهیز از غلوّ و افراط در توصیف و مدح افراد
2أعوذُ باللَه مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم
بِسمِ اللَه الرّحمن الرّحيم
الحمد للّه ربّ العالمين
والصّلوة والسّلام عَلى أشرف المُرسَلين وَ خَير البريَّة أجمعين
محمّد و عَلى آله الطَّيّبين الطّاهرين
واللَعنةُ عَلى أعدائِهم أجمعين
قلتُ: يا شَريفُ! فقال: قُلْ يا أباعبداللَه. قلتُ: يا أباعبداللَه! ما حَقيقةُ العُبوديَّة؟ قال: ثَلاثةُ أشياءَ: أنْ لا يرَى العَبدُ لِنَفسِه فيما خَوَّلَهُ اللَه مِلكًا، لأنَّ العَبيدَ لا يكونُ لَهم مِلكٌ، يرونَ المالَ مالَ اللَه يضَعونَه حيثُ أمَرَهُم اللَه به، و لا يدَبِّرُ العبدُ لنفسهِ تَدبيرًا، و جُملةُ اشتِغالهِ فيما أمَرَهُ تَعالى بِهِ و نَهاهُ عَنه.
عجیب فقراتی است امام صادق علیهالسّلام واقعاً تمام مطلب را در همین دو خط بیان میكند، در همین دو سطر، حضرت مسأله را بیان میكند. در جلسه گذشته عرض شد، آفات غلوّ و افراط در عنوان و در لقب و در توصیف چیست و مفاسدی كه این مفاسد بر خود انسان مترتّب میشود و همینطور مفاسدی كه بر اجتماع مترتّب میشود، آن مفاسد، بعضی از آنها تذكّر داده شد و عرض شد كه مفاسد شخصی عبارتست از یعنی مهمترین آنها و امّالفساد در این مسائل عبارتست از بسته شدن راه انسان و نتیجه عكس سلوك كه عبارتست از تذلّل و خشوع و خضوع در برابر پروردگار و اراده و مشیت پروردگار و مؤثّر دانستن پروردگار در همه امور و استقلالِ در تسبیب و تأثیر و متوحّد و متفرّد بودن پروردگار در همه جریانات و در همه حوادث. این نتیجه سلوك است چنانكه امام صادق علیهالسّلام بعد میرسیم در همین دو فقرهای كه عرض شد، در این دو فقره، حقیقت عبودیت را، امام صادق علیهالسّلام به این كیفیت بیان میكند.
لازمه این مسأله این است كه انسان حركتی برخلاف این جریان پیدا كند. دُرُست مثل ماشینی كه شما، آن ماشین را در او بنزین میریزید، آب در او میریزید، هوایش را تنظیم میكنید، بَرقش را تنظیم میكنید، موانع را همه را از سر راه برمیدارید، ماشین آماده حركت است، راننده هم او را روشن میكند و هر چه كه گاز میدهد و ماشین میخواهد به جلو حركت كند، این ماشین را شما با یك طنابی با یك زنجیری، میلهای، چیزی به جایی مرتبط میكنید و هر چه این ماشین بیشتر بنزین مصرف میكند، از جای خودش تكان نمیخورد. این گیر باید برطرف بشود، این گیری كه الآن هست او نمیگذارد این اسباب و این ادوات و این آلاتی كه شما فراهم كردید برای حركت ماشین، بتواند كارساز باشد. آن گیر مهمّ در سلوك عبارتست از این كه انسان خود را در مقابل پروردگار، برای خود جایی باز كند. هیچ راهی ندارد و بلكه خطراتی مترتّب میشود. اگر از اوّل نمیآمد، خب خیلی از افراد نمیآیند، در آن عالم خودشان، در همان وادی كه هستند، در همان تصوّرات خودشان، در همان برداشتهای خودشان، در همانها سیر میكنند و حركت میكنند و با همان هم خدا، اینها را محشور میكند، اما اگر سالكی آمد و راهی رفت و مطالبی برای او منكشف شد و چشم او به بعضی از حقائق روشن شد، آن وقت اگر در این گیرها بیفتد خدا میداند كه چه خواهد شد.

