شیوه های درخواست از خداوند
9ولی خدایا من که با تو ارتباط دارم میدانم در استعانت به سوی جود تو و در پناه آوردن به سوی کرم تو که من همیشه به سوی تو و جود تو پناه میآورم و جود تو هم که واسع است، و علاوه در رضا به قضای تو که میفهمم که هرچه را که بر ما مقدّر کنی، عین مصلحت است و غیر او غلط! در راضی بودن به این امر و تسلیم بودن در مقابل این امر، این عِوض است برای ما از آن بخلی که بخیلان میکنند.
وقتی ما با تو رابطه داریم و پناه به سوی تو آوردیم و راضی به قضای تو شدیم، دیگر چرا دنبال افراد بخیل برویم که ما را منع کنند؟! ما آن بورسیه را میبندیم و آن راه را قطع میکنیم، و یکسره راه خود را این قرار میدهیم که به سوی جود و کرم تو پناهنده بشویم و به قضای تو راضی بشویم.
سعه و گشایش، نتیجۀ درخواست از خدا و رضایت به قضای او
و دیگر سعهای است برای ما از آنچه بر دستهای مردمان متکبّر و خودبین است، اگر ما نمیتوانستیم به جود و کرم تو پناهنده بشویم و نمیتوانستیم راضی به قضای تو بشویم، پس باید چه کار کنیم؟! باید به افراد بخیل مراجعه کنیم و از آنها تقاضای حاجت کنیم، باید به افراد خودبین و خودشناس و متکبِّر استغاثه کنیم، و به آن افراد مستأثر که همه چیز را برای خود میطلبند پناهنده شویم و از آنها تقاضا کنیم، و درنتیجه دستمان خالی است! امّا نه، تو ما را از خانۀ خودت محروم نمیکنی، پس عوض از اینکه ما به افراد مستأثر مراجعه کنیم، تو برای ما مندوحه و سعه قرار دادی؛ چرا میروی در این راه که دست خالی برگردی؟! راه وسیع است، از اینطرف بیا، مگر مجبوری از آنجا بروی که تصادف کنی؟! خب از این راه برو که اینقدر باز است! در این راه سعه است، در آنجا سعه نیست. خیلی خوب میفرماید ها! میفرماید: وقتی ما به تو توجّه میکنیم و فهمیدیم که آنچه بر ما حکم کردی، عین مصلحت ما است و ما به آن راضی بودیم، قلبمان آرام میگیرد، در سعه واقع میشویم؛ دیگر اصلاً در تمام مدّت عمر، نظر نمیکنیم به مالِ مالداری و به شوکت ذیجاهی و به قدرت هازمی!

