شیوه های درخواست از خداوند
7و الاِستعانَةَ بفضلِکَ لِمَن أمَّلکَ مُباحَةً؛ «(استعانت به معنای: یاریجستن؛ فضل: یعنی رحمت؛ أمل با همزه: به معنی آرزو، أمّلک: یعنی آرزو داشت تو را؛ مباح: یعنی ظاهرشده، باح یبوحُ أی: ظَهَرَ یظهَر، أباحَ یُبیح: یعنی أظهر یُظهِرُ.) استعانت به فضل تو برای آن افرادی که آرزوی به سوی تو را دارند، ظاهر است؛ هیچ خفایی در آن نیست!»
هر کسی که میخواهد به تو برسد و امید لقاء تو را دارد و آرزوی تو را دارد، باید استعانت کند و کمک بجوید از فضل تو، نه از غیر تو! فضل تو شامل حال او میشود، و او به دستگیریِ فضل تو آن راه را طی میکند و به مقصد میرسد.
و أبوابَ الدّعاءِ إلیکَ للصّارخینَ مفتوحةً؛ «درهای دعا و درخواست به سوی تو برای افرادی که فریاد و صیحه میزنندبه سوی تو (صَرخة: به معنای صیحه است)، همیشه باز است؛ هیچوقت بسته نیست!»
بیانی رقیق و دقیق از جایگاه اجابت و دستگیری پروردگار
وَ اَعلَمُ أنَّکَ للرّاجین بموضعِ إجابةٍ، و للملهُوفینَ بمرصدِ إغاثةٍ؛ «و من میدانم، یقین دارم که مطلب اینطور است که تو برای افرادی که امید به سوی تو دارند، در موضع اجابت هستی؛ و برای آن اشخاصی که گرفتارند
و لَهف و حسرت به آنها زده شده، در محلّ و مرصد دستگیری و إغاثة هستی.»
ببینید بعضی اوقات انسان یک حاجتی به کسی دارد، میرود به سوی آن شخص که آن حاجتش را به او بگوید، او را پیدا نمیکند؛ از این میپرسد، به انسان یکجایی را نشان میدهد، آدم میرود میگردد ولی پیدا نمیکند؛ از یک نفر دیگر میپرسد او هم یک راهی به انسان نشان میدهد، آدم دنبال آن راه میرود، آن را هم گم میکند؛ از نفر دیگری میپرسد، نه آن اوّلی! این دوّمیها را که انسان پیدا کند تا انسان را به آن اوّلی برسانند، اینقدر در این کورهراهها گم میشود که اصلاً از شدّت خستگی و رنج، دست از اصل مطلبش برمیدارد؛ معروف است افرادی که گرفتار دادگستری و اینها بشوند، اصلاً دست از اصل دعوایشان برمیدارند، از مال خود میگذرند؛ چون اینقدر باید بروند و بیایند که دیگر برایشان کمری نمیماند. اینقدر آن راهها، راههای تاریکی است! ولی بعضی مواقع انسان به کسی مطلبی دارد، خانهاش میرود، نیست، میگویند: دکّان است؛ انسان میرود دکّان او را میبیند. یا میگویند دکّان است، آدم میرود دکّان میگویند: نیست رفته است بازار، بازار نیست، میآید منزل او را میبیند. با یک واسطه او را میبیند! امّا یکوقت انسان به کسی مطلبی دارد، میگویند: در دکّان یا در مسجد است، تا میرود او را میبیند! یک وقتی مطلب از این بالاتر است، انسان مطلبی را که برای کسی دارد، میخواهد برود او را ببیند، وقتی میرود میبیند او ایستاده، منتظر انسان است! اصلاً روی پشتبام ایستاده و اینطرف و آنطرف را تماشا میکند که این شخصِ درخواستکننده از کدام طرف دارد میآید، تا از آن بالا انسان را میبیند میپرد پایین، در را باز میکند و میگوید: بسم اللَه، بفرمایید! حاجتتان چیست؟ و او را بغل میکند و معانقه میکند و در آغوش میگیرد، و انسان خیال میکند که سالهای سال منتظر انسان بوده است! حضرت اینطور میفرمایند: «خدایا، تو برای کسانی که امید تو را دارند به موضعِ اجابت هستی، در محلّ اجابت واقع هستی؛ و برای آن کسانی که گرفتارند و لهف و حسرت به آنها زده شده است و بار نیاز و حاجات خود را در آستان رحمت تو فرود میآورند، در مرصَد إغاثة هستی!

