شیوه های درخواست از خداوند
4از اول عالم، این برای زمین است؛ حالا بروید در کرات، آسمانها، ملائکه، موجودات عِلوی، سفلی، ماسویاللَه چه خبرها هست! چه غوغاها هست! همۀ مطالب درست، جواب درست، قاصد اشتباه نمیکند و جواب را میآورد به دست صاحبش میدهد؛ چه جوابهای عجیب و غریبی! و عجیب این است که در بین تمام این تقاضاها یک دانه اشتباه نمیشود! چون اگر یک دانهاش اشتباه باشد کار خراب است دیگر، یک دانهاش اشتباه باشد، خدا خدا نیست؛ شکستِ به مقام عظمت و لانهائیّت اوست درحالیکه او لایتناهاست، لازم است گوشی داشته باشد که سخن همه را بشنود.
تمثیل و بیان جریاناتی از امکان اشتباه در امور مادّی دون معنویّات
یک رفیقی داشتیم در قم که الآن از فضلا و علمای قم است؛ در وقتی که قم بودیم، ایشان یک روز به ما میگفت:
هر کاغذی که شما برای رفیقت مینویسی و میخواهی آن کاغذ را داخل پاکت بگذاری، بخوان و بعد داخل پاکت بگذار و در پاکت را ببند!
گفتم: چطور؟ گفت:
یک قضیّهای برای ما اتّفاق افتاد؛ یک کاغذ از یکی از شهرهایی که ما در آنجا سکونت داریم آمد برای من در قم، و پشت کاغذ نوشته بود که جناب مستطاب فلان و فلان، امّا در کاغذ نوشته بود که قربانت گردم و فلان و یک چیزهایی و یک حرفهایی که هیچ مناسبتی با ما نداشت! ما که با او طی کرده بودیم، آیا این اوقاتش از ما تلخ شده و میخواهد به ما بد و بیراه بگوید یا میخواهد شوخی کند؟! ما که با این اهل مزاح نبودیم! آخر به چه مناسبت؟! بالأخره شصتمان خبردار شد که اشتباه کرده است.
خود آن بیچاره هم وقتی کاغذها را فرستاده بود، آن کاغذی هم که برای این نوشته بود به دست دیگری رسیده بود و آن هم دیده بود که کاغذ برای این نیست! حالا رفیق این، دو تا کاغذ نوشته؛ یکی برای آنکه بفرستد برای این، یکی هم برای عیالش که مثلاً در فلان شهر بوده؛ در آن دیگری مطلبی است که در بین احباب ردّ و بدل میشود، و برای این هم یک کاغذ محترمانه نوشته بود! و آن موقعی که خواسته بود کاغذ را در پاکت بگذارد، اشتباهاً این را گذاشته بود در پاکت آن، و آن را گذاشته بود در پاکت این بیچاره و تمبر کرده بود و کاغذ هم رسیده بود به دست صاحبانش؛ امّا خدا یک دانه از این اشتباهات نمیکند، هیچ اشتباه نمیکند! دقیق! خیلی عجیب است ها!

