آثار و تبعات سوء عناوین و القاب در بعد فردى و اجتماعى
4همین الآن یك مسألهای یادم آمد، خیلی قضیه جالبی بود. چندی پیش داشتم نهجالبلاغه را مطالعه میكردم كه چشمم افتاد به یكی از كلمات امیرالمؤمنین علیهالسّلام واقعاً عجیب بود یك شخصی آمده بود برای حضرت یك هدیهای آورده بود ولی در واقع حكم یك رشوهای را داشت، میخواست یك استفاده باصطلاح مادّی بكند. آنها هم كه اینطور نیست كه قضایا را نفهمند، تا طرف میآورد، از اول و آخر و وسط و بعد و همه چیزشان ...، قبل از این كه او بیاید، پرونده اینجا ثبت است، بعد طرف در را میزند و میآید تو. حضرت فرمودند: چی آوردی؟ گفت كه: آوردم خدمتتان، این است. حضرت فرمودند: آیا صدقه است و زكات است؟ خب به ما نمیرسد، برای چی آوردی اینجا؟ ما صدقه قبول نمیكنیم، زكات ما قبول نمیكنیم. گفت: نه، یا امیرالمؤمنین! بل هديّةٌ، «این هدیهای است آوردیم خدمتتان.» حضرت فرمود: ساكت باش! نگذاشتند حرف بزند. حالا عین عبارت نهجالبلاغه یادم نیست، به این مضمون أبِدينِ اللَه تريدُ أن تغترّنى؟ «آیا با دین خدا میخواهی گولم بزنی؟» میخواهی بگویی هدیه است كه من گول بخورم؟ بلند شو جمع كن ببر. با دین خدا وارد میشوی كه مرا گولم بزنی؟ تو رشوه آوردی برای من برای این كه به مطامع و منافعت برسی، بعد اسم هدیه میگذاری؟ اینطور در نهجالبلاغه فرمودند. هدیه است.
گفت: چه اشكال دارد كه ما در این مسائل باشیم و به این مسائل برسیم و به محرومین كمك كنیم و كاری از دستمان برمیآید انجام بدهیم؟ مگر علی بن یقطین در دستگاه هارون نبود، به امر موسی بن جعفر در دستگاه هارون بود، از شیعه رفع گرفتاری میكرد، رفع ستم میكرد در دستگاه؟ مرحوم آسید جمال هم عصبانی، گفت: خفه شو! هر ایشان اسمی را آورد حالا من دیگر نمیآورم هر فلانی را میخورند بعد هم هی میگویند: علی بن یقطین، علی بن یقطین. آن علی بن یقطین به امر امام و موسی بن جعفر در دستگاه هارون بود و بارها از خدا تقاضا میكرد كه بیاید بیرون، امام و موسی بن جعفر او را ابقاء میكردند. تو از كی دستور داری رفتی آنجا و هی علی بن یقطین، علی بن یقطین درمیآوری؟

