در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آثار و نتایج سوء ورود در عالم كثرات و جاذبه‌‏هاى عالم نفس‏

17358
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

آثار و نتایج سوء ورود در عالم كثرات و جاذبه‌‏هاى عالم نفس‏

9
  • مثل اینكه یكی از افراد الآن هم ایشان حیات دارند خدا ایشان را هم حفظ كند مرد دانشمندی است، مرد فاضلی است در مشهد، شعر گفته بود و در لوح هم چاپ كرده بود و برای مرحوم آقا فرستاده بود در زمان حیاتشان، كه یك مصرعش هم یادم است: «نبی بی ولی، فُلكی است بی نوح» یك همچین چیزی، البته چهار مصرع هست كه بدون امیرالمؤمنین، پیغمبر یك كشتیبانی است كه ناخدا ندارد، مانند كشتی است كه نوح ندارد. این شعر غلط است، با مبانی جور در نمی‌آید، با مبانی شیعه. مرحوم آقا به ما فرمودند كه: فلانی! برو منزل ایشان و با ایشان راجع به این قضیه صحبت كن. اما من فراموش كردم، یعنی می‌خواستم فردایش بروم و یك كاری پیش آمد، فراموش كردم و نرفتم و می‌خواستند ایشان به این آقا بفهمانند كه اگر منظور از تبیین و تفسیر این دو ذات مقدّس، توغّل آنها در حقیقت توحید و وحدت وجودی آنهاست، پس بنابراین تعبیر به نوح و تعبیر به كشتی در اینجا معنی ندارد، هر دو اینها حقیقت واحده هستند و «انا و علىٌ ابَوا هذه الامّه» در اینجا حاكم است، نه اینكه یكی كشتی بشود و چوب و درخت و میخ و سایر اسباب و ادوات و یكی هم نوح بشود و پیغمبر و ناخدا و كشتیبان. اما اگر منظور، موقعیت آنها در عالم وجود و در عالم كثرات است، امیرالمؤمنین علیه‌السّلام خودش دارد می‌گوید: انا عبدٌ من عبيد محمّد و خودش را شاگرد پیغمبر می‌داند و مسلّم است كه وجود آن حضرت از وجود پیغمبر است و مسلّم است كه امیرالمؤمنین علیه‌السّلام در مرتبه و رُتبه نازله از وجود پیغمبر اكرم قرار دارد، دیگر در این صورت این چه تعبیری است كه شما می‌آورید؟ كشتی كه چوب است و ابزار و اینها، می‌آورید به پیغمبر نسبت می‌دهید، اما امیرالمؤمنین را به نوح نسبت می‌دهید، این خلاف ادب است، این خلاف آن .... و ما نرفتیم، عرض كردم فراموش كردم و نشد بروم، كه عناوینی كه برای ما بوجود می‌آید و القابی كه خواسته یا ناخواسته این القاب به ما نسبت داده می‌شود ما متوجه مطلب و متوجه قضیه باشیم و خود را از معرضیت سهام شیطان و شِباك ابالسه و حِبال و آن تورهایی كه با آن تورها می‌آید و انسان را می‌رباید، خودمان را دور نگاه داریم و خیلی باید مواظب باشیم و گوش به زنگ و بسیار ماهرانه پیش می‌آید و با توجیهاتی انسان را در یك موقعیت ناخواسته قرار می‌دهد كه بعد بیرون آمدن از آن موقعیت بسیار مشكل است.