در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آثار و نتایج سوء ورود در عالم كثرات و جاذبه‌‏هاى عالم نفس‏

17358
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

آثار و نتایج سوء ورود در عالم كثرات و جاذبه‌‏هاى عالم نفس‏

8
  • بنابراین اینی كه ما در عبارات می‌بینیم از اسامی بعضی، آن معنای صفتی‌اش را اراده می‌كنند، خیانت به مكتب است و حرام است و تصرّف در مبانی حقیقی مكتب تشیع است، هر كسی می‌خواهد باشد، باشد و تمام اینها ناشی از جهل است. نادانی و جهل به مبانی تشیع انسان را به این روز می‌اندازد كه انسان به حریم بزرگان دین و اولیای معصومین تعدّی كند و آنها را همچون خود بپندارد و حكمی را كه بر خود بار می‌كند، آن حكم را به دیگران سرایت دهد. این پایین آوردن آنهاست.

  • یك وقتی من در یك جا بود شنیدم یك شخص ذاكری، مداحی دارد از امیرالمؤمنین علیه‌السّلام مدح می‌كند. خلاصه به خیال خودش می‌خواهد تعریف امیرالمؤمنین بكند. شروع كرد گفتن و گفتن و گرم شد و یك دفعه وسط آن حال و اینها گفت:

  • از بس كه خدا عشق به حیدر داردپ‌***انگار نه انگار پیامبر دارد
  • من گفتم: غلط می‌كنی، این حرفها، مزخرفات چیست؟ امیرالمؤمنین یك سر مویش راضی نیست شما این حرفها را بیایی بزنی. «از بس كه خدا عشق به حیدر دارد» یعنی چی؟ «انگار نه انگار پیامبر دارد». امیرالمؤمنین علیه‌السّلام تمام حیثیتش و تمام ارزشش این است كه می‌خواهد این مكتب را براساس حق پایدار بدارد. مگر در قاموس او هم شعار جایی دارد؟ مگر در مكتب او ...؟ یا علی! ما علی‌اللَهی هستیم، غلط می‌كنی باشی. مثل آن آقایی كه درآمد، گفت كه: من حسین‌اللَهی هستم، هر كی می‌خواهد قبول كند. نخیر ما قبول نمی‌كنیم، توی سرت هم می‌زنیم. حسین‌اللَهی یعنی چی؟ امام حسین آمد كربلا به خاطر اینكه جنابعالی جلوی ده هزار نفر جمعیت بیایی اینجوری آبروی مكتب را ببری، «ما حسین‌اللَهی هستیم»؟ امام حسین سر مویی از بدن او راضی به این حرفها نیست و اگر بخواهید شما این حرفها را ادامه بدهید، خودش با دست خودش شما را به جهنّم می‌اندازد. شوخی در دستگاه امام حسین نیست. در دستگاه امیرالمؤمنین علیه‌السّلام شوخی نیست. حضرت می‌فرماید: انا عبدٌ مِن عبيد محمّد «من بنده‌ای از بندگان محمّد هستم.» چیست این حرفها می‌زنید؟ امیرالمؤمنین علیه‌السّلام اصلًا وجودش فانی در وجود رسول خدا بود. مگر ما این مطالب را می‌توانیم اصلًا بفهمیم كه یعنی چی؟ امیرالمؤمنین تواضع نمی‌كرد جلوی رسول خدا، گاهی اوقات با رسول خدا شوخی هم می‌كرد، قضایایی هم داریم دیگر، شوخی می‌كردند با هم. اما حضرت اصلًا چیزی غیر از وجود رسول خدا اصلًا در وجودش احساس نمی‌كرد. من خیال می‌كنم این عبارتی را هم كه حضرت فرمود: «انَا عبدُ» این را هم از روی ناچاری گفت. چون بالاخره عبد در مقام مخاطب با مولای خودش یك وجودی دارد، اصلًا امیرالمؤمنین وجودی نداشت در قبال وجود رسول خدا و ما باید به یك نحو تلفّظ كنیم كه مورد رضای آنها باشد.