
آثار و نتایج سوء ورود در عالم كثرات و جاذبههاى عالم نفس
آثار و نتایج سوء ورود در عالم كثرات و جاذبههاى عالم نفس
7لذا كربلا میشود چی؟ كربلا میشود عصمت، كربلا میشود طهارت، كربلا میشود اسوه. چرا اینطور است؟ چون رئیسش به طهارت مطلقه رسیده. امام حسین چون به طهارت مطلقه رسیده، طهارت ذاتیه، دست چین میكند، جوری انتخاب میكند كه كسی توی این جریان خلاصه اشكال نتواند بگیرد. حالا این امام حسین با این خصوصیت میشود چی؟ میشود ثاراللَه. ثاراللَه یعنی ای كسی كه خون خدا هستی. یعنی اگر قرار بود كه خدا خونی داشت خون ماده حیاتی است تو آن خون بودی و كأنّ وقتی كه امام حسین علیهالسّلام شهید شده، خون خدا به زمین ریخته و خدا خودش را خونبهای امام حسین قرار داده. كی میتواند خون خدا باشد؟ كی میتواند؟ كی میتواند در حكم ریختن خون خدا باشد؟ آن كسی كه از نقطه نظر مقام توحید و مقام عصمت به حقّ مطلق رسیده باشد، این فقط میتواند، هیچ شائبهای از كثرت در وجود او نباشد. این میشود ثاراللَه. لذاست حمزه سیدالشهداء، ثاراللَه نیست، امام حسین ثاراللَه است. دیگران هر چه میخواهند باشند، ثاراللَه نیستند. همین طور، عیناللَه.
راجع به امیرالمؤمنین علیهالسّلام میگوییم: السّلام عليك يا عيناللَه النّاظره و اذُنَه الواعيه. در زیارت ششم كه بسیار زیارت مهمّ امیرالمؤمنین علیهالسّلام است خدا قسمت كند همه را مشرف كند به عتبه بوسی آن حضرت و در حرم آن حضرت زیارت، اول چی؟ زیارت امین اللَه، زیارت امین اللَه از همهزیارات مهمتر است، اول زیارت امین اللَه را بخوانیم بعد این زیارت ششم امیرالمؤمنین علیهالسّلام السّلام عليك يا عين اللَه الناظره «ای چشم خدا كه در میان خلائق، همه خلائق، به نظارهگری و پاسداری مشغولی» امیرالمؤمنین چشم خداست، چشم خدا خیانت نمیكند، چشم خدا امانت دارد، چشم خدا همانطوری است كه خود خدا مینگرد. یعنی همانطوری كه خود خدا دارد به بندگان نگاه میكند، امیرالمؤمنین همان جور دارد نگاه میكند. حالا ما اگر بیاییم اسم یكی را «عیناللَه» بگذاریم، مگر نیست عیناللَه؟ آقا عیناللَه آمد، آقا عیناللَه ...، میگذارند دیگر؛ من خودم دیدم بعضیها، یكجایی رفته بودیم اسم یك بنده خدا عیناللَه بود حالا این عیناللَه با آن عیناللَه یكی است؟ ما بیاییم بگوییم: ای چشم خدا در روی زمین! به این آقا، به این آقایی كه هّر را از بِرّ تشخیص نمیدهد. سلام بر تو ای چشم خدا!. بابا! این اسمش عیناللَه است، آن لقبش عیناللَه بود، این اسمش عیناللَه است. آن صفتش عیناللَه بود، این اسمش است، اسم را همه چی میگذارند، ممكن است عیناللَه بگذارند، ممكن است ایرج هم بگذارند، هر دو یكی است، فرقی نمیكند. حالا بجای ایرج و هوشنگ و داریوش آمدند، عیناللَه و یداللَه و از اینها گذاشتند بر این و امثالش. حالا كه اسم هست، ما باید بیاییم از این اسم، آن معنای صفتی را اراده كنیم؟ این خیانت است. اگر اسم یكی یداللَه بود آقا یداللَه، یداللَه كه زیاد است ما بیاییم خطاب به او: ای دست خدا بر روی زمین!. بابا! این اسمش یداللَه است بیچاره، اصلًا خودش هم در وقتی كه به دنیا آمد خبر نداشت كه میخواهند چه اسمش را بگذارند، آمدند جمع شدند، یكی گفت عیناللَه بگذاریم، یكی گفت داریوش بگذاریم، یكی گفت هوشنگ بگذاریم؛ گفتند: حالا یا علی! فال میزنیم، یداللَه در آمد. این قضیه اینطوری است.
