
آثار و نتایج سوء ورود در عالم كثرات و جاذبههاى عالم نفس
آثار و نتایج سوء ورود در عالم كثرات و جاذبههاى عالم نفس
5لذا ما میبینیم كه حضرت میآید و صحبت میكند. با عُبیداللَه بن حرّ جُعفی هم صحبت میكند. این روی وظیفه چیست؟ روی وظیفه امامت است. امّا در شب عاشورا میگوید: ما این كار را كردیم ولی در كنار این قضیه، رودربایستی نیست، خجالت نیست، حیا نیست. خیال نكنید كه حالا ما اینجا تنهائیم و برویم: بیچاره فرزند رسول خدا گیر افتاده، برویم حمایتش كنیم. نه آقاجان! من بیچاره نیستم، تمام عالم مُلك و ملكوت هم به زیر نگین من و انگشتری من دارد میگردد، اینطور هم قضیه نیست، خودم نمیخواهم. مگر طایفه جنّ نیامد؟ مگر حیوانات نیامدند؟ مگر ملائكه نیامدند؟ همه اینها مگر نیامدند به یاری امام حسین؟ چرا حضرت قبول نكرد؟ گفت: راهی است كه خودم انتخاب كردم، شما برای چی آمدید؟ اگر نمیخواستم، فرار میكردم به یمن میرفتم، خب راهی است كه خودم انتخاب كردم. با علم و بصیرت این مسیر را آمدم انتخاب كردم، نه نیاز به جنّ دارم، نه نیاز به ملائكه دارم و نه نیاز به ...؛ در حدود وظیفه شرعی و تكلیف شرعی مبارزه میكنم، مقاتله میكنم، وقتی هم توانم تمام شد، میافتم روی زمین دیگر، اینكه خب این كار .... برای اینكه این مسأله را بردارد، حضرت، شب عاشورا آمد و فرمود: این مردم با من كار دارند، با شما كار ندارند، بلند شوید، بروید؛ اول رفت سراغ آن افرادی كه با او آمده بودند. خب یك عده دیدند: نه، اینجا حلوا نیست، اینجا رسیدن به مال و منال نیست، اینجا رسیدن به پول و استانداری و فرمانداری و مدیر كلّی و سازمان و این حرفها نیست، فردا شمشیر هست و نیزه هست و شهادت است و اینها، مسأله اینجا اینطور نیست. بار و بندیل را برای چاپیدن یك جا و پُر كردن جیبها و رسیدن به طیور و اینها نبندیم، و از جای دیگر بلند نشویم بیاییم اینجا برای .... نه آقا! اینجا سرزمین، سرزمین كربلاست و از رئیس گرفته كه امام حسین است تا كمترین افراد كه طفل شیرخوار است رحم نمیكنند. بسماللَه! حالا هر كه میخواهد یاعلی!.
