
آثار و نتایج سوء ورود در عالم كثرات و جاذبههاى عالم نفس
آثار و نتایج سوء ورود در عالم كثرات و جاذبههاى عالم نفس
3مثلًا به جریان سیدالشهداء علیهالسّلام و كربلا وقتی كه ما نگاه میكنیم، آنقدر این مسأله عجیب است، آنقدر این كارهای امام حسین علیهالسّلام عجیب میآید كه اصلًا انسان باور نمیكند این یك فرد بشر است، این فرد عادی است كه دارد این كارها را میكند، مگر میشود؟ آخر مگر میشود یك نفر را دارند به شهادت میرسانند، در همان حالی كه دارند شهید میكنند «هل مِن ناصر ...» میگوید و منظورش از «هل من ناصر» دستگیری از مردم است؟ آخر این چگونهمیشود تصور كرد؟ با كدام عقل، این كار جور درمیآید؟ با كدام منطق اینكار جور درمیآید؟ با كدام تأسّی و اسوه این مسأله میتواند مورد توجّه قرار بگیرد؟ كسی كه تمام افرادش را شهید كردند، فرزندانش را جلویش تكه تكه كردند، فرزندانی كه یك موی آنها به همه عالم برابری میكند و همه عالم وجود. حضرت علیاكبر مگر كم شخصی بود؟ مگر واقعاً كم شخصی بود؟ شخصیتی بود كه اگر اراده و مشیت الهی تعلّق نمیگرفت بر امامت حضرت سجاد، امامت بر حضرت علی اكبر مستقر میشد. حضرت اباالفضل مگر كم شخصیتی بود؟ این مسأله، مسأله عادی نیست. شخصی كه تمام حیثیات وجودی خودش را فدا كند و در تمام مراتب ذرّهای از توجه به سیدالشهداء علیهالسّلام غفلت نكند و در سختترین شرائط فقط آن حضرت را مدّ نظر داشته باشد و تمام وجود او از عشق به برادر و مولای خودش مالامال شده باشد، ما در كجای عالم هستی یك همچنین فردی را میتوانیم پیدا كنیم؟ كجا میتوانیم پیدا كنیم؟ از خلقت آدم تا قیام قیامت كسی مثل حضرت اباالفضل نیامده و نخواهد آمد، در شهداء. حالا این سیدالشهداء تمام اینها از دست داده، تمام این یارانش را از دست داده، تمام این خصوصیاتش را از دست داده، اما شما نگاه میكنید هر چه این قضیه این كربلا رو به جلو میرود، حضرت بشّاشتر میشود. آخر میماند انسان این چه قضیهای است؟ این چه حكایتی است؟ آخر این چه بشری است و نفس او از چه چیزی بوجود آمده و خصوصیت نفس او چگونهاست كه هر چه مصیبت بر او بیشتر میشود ابتهاج او بیشتر میشود؟ چگونه ممكن است آخر یك هم چنین قضیهای؟ و در آن سرّ و آن سویدای حضرت در روز عاشوراء چه میگذشت؟ اینها چیزهایی است كه ما اصلًا خبر نداریم، همین طور میگوییم: حسین زمان، همین طوری، یا علی!. من خودم نمیتوانم مسأله كربلا را تجزیه و تحلیل كنم تا آن جایی هم كه شنیدیم و دیدیم، دیگران هم مثل ما بودند، یعنی همچنین اختلافی هم خیلی با هم نداشتیم، خیلی بیرودربایستی. اضافه بر آنچه كه ما یافتیم، ندیدیم دیگران عرضه كنند بر این .... من اصلًا نمیتوانم تصور كنم واقعاً، كه این مسأله كربلا و امام حسین علیهالسّلام چه جوری بوده؟ وضعیتش چه قسمی بوده؟ و اگر كسی گفته كه ما نمیتوانیم، راست گفته خدا خیرش بدهد اگر خواسته تملّق كند، حسابش جداست. واقعاً كسی نمیتواند، واقعاً كسی نمیتواند به آنجا برسد. چون از تحت قدرت ما و فكر و تدبّر ما اصلًا خارج است مطلب.
