در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

چگونگى توغّل انسان‏ها در عالم كثرات وتوهمات‏

16634
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

چگونگى توغّل انسان‏ها در عالم كثرات وتوهمات‏

9
  • فلان خانم برای سالگرد تولّد شما، آمده و این هدیه را گرفته. می‌گفت: هنوز این حرف از دهان این برادر شما درنیامد یك دفعه دیدم در قلب من، در منزل غوغا به پا شد. خب ارتباط داشت دیگر، از نظر قلب و اینها. می‌گفت: دیدم خدایا! یك دفعه وضعم زیر و رو شد و انگار آسمان بر سرم، می‌گفت: خورد و افتادم زمین، گفتم: خدا این چه مصیبتی، چی شد؟ می‌گفت: نگاه كردم، دیدم ای داد بی‌داد! كار خراب شد، مثل این كه قضایا لو رفت. خب می‌دانستم از وضع آقا كه خلاصه ایشان مسأله‌شان چیه. می‌گفت: چادر سر كردم فرار به سمت حرم حرم امام رضا كه امام رضا به دادم برس كار خراب است، كار خراب شده. می‌گفت: رفتیم حرم و نذر و نیاز و ضجّه و گریه و ...: بابا! خلاصه دستی بلند كنید، خیلی اوضاع خراب است، مثل این كه آقا خیلی از دست ما، خلاصه عصبانی است و فلان. حضرت یك عنایتی كردند، دیدم نه، مثل این كه خلاصه قضیه روبراه شد و خوشحال برگشتیم خانه. بعد می‌گفت: اخوی شما را من دیدم. گفتم: آخر ای خدا خیر بدهد، رحمت بده، هر چی می‌خواهی بده، آقا! چی رفتی شما گفتی؟ گفت: هیچی، همان كه خودت گفتی دیگر، گفتی سالگرد تولّد است، من هم رفتم به آقا ...، گفت: آخر تو نباید بفهمی كه آخر آقا از این چیزها ...، من ده سال است دارم می‌دهم به مادر تو، از این خبرها نیست، آخر این قدر نباید شما متوجّه .... گفت: من چه می‌دانستم كه حالا فرض كنید كه قضیه این طور می‌شود، نمی‌دانم به این وضع و به این كیفیت می‌افتد و اینها. بعد گفتم كه: حالا چی می‌گفتند آقا؟ گفت: خدا خیرت بدهد، هنوز من از دهنم درنیامده، آقا پرت كردند آن طرف: این كارها چیست؟ ما كی هستیم؟ سالگرد چیست؟ فقط این مال چهارده معصوم است؟ خجالت نمی‌كشید؟ آقا شروع كردند، می‌گفت: ما هم از همه جا بی‌خبر، ما عوض تو آنجا می‌لرزیدیم، الآن آقا بلند می‌شوند یكی هم توی گوش ما می‌زنند كه اصلًا چرا این را گرفتیم آوردیم. اینها شوخی نیست. یعنی این مرد در مقام عبودیت غیر از چهارده معصوم كسی را نمی‌بیند. سالگرد یعنی چه؟ تولّد یعنی چه؟ این حرفها یعنی چه؟ فقط آن چه كه از نظر ارزش، سنّت است و نسبت به او انسان باید اقدام كند همان طوری كه سید بن طاووس رضوان اللَه علیه در آن وصیتی كه برای پسرش می‌كند كه هنگام تكلیف خود را جشن بگیر، چون خداوند تو را مهیا و مستعدّ برای ورود اوامر و تكالیف خودش قرار داده است. فقط این قضیه است.