در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

چگونگى توغّل انسان‏ها در عالم كثرات وتوهمات‏

16634
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

چگونگى توغّل انسان‏ها در عالم كثرات وتوهمات‏

2
  •  

  •  

  • أعوذ باللَه منَ الشّيطان الرّجيم‌

  • بسم اللَه الرّحمن الرّحيم‌

  • وصلّى اللَه عَلى سيّدنا و نبيِّنا، خاتَم الأنبياء و المُرسَلين‌

  • وأشرف السُفراء المُقرَّبين ابى‌القاسم محمَّد

  • وعَلى آله الطَّيّبين الطّاهرين المَعصومين المُكرّمين المطهّرين‌

  • واللعنةُ الدائمةُ عَلى أعدائِهم الى يوم الدين‌

  •  

  • قلتُ: يا شَريفُ! فقال: قُلْ يا أباعبداللَه. قلتُ: يا أباعبداللَه! ما حَقيقةُ العُبوديَّة؟

  • عرض شد پس از این كه امام علیه‌السّلام به عنوان كیفیت تجلّی به جلوات نورانیه پروردگار و تحلّی به حلیه انوار الهی را عبودیت قرار می‌دهند و علم را عبارت است از همان تزكیه خاطر و تزكیه باطن كه شرط برای ورود آن حقایق است می‌دانند. شروع می‌كنند راجع به حقیقت عبودیت جواب دادن و عنوان از معنای عبودیت و از آن حقیقت عبودیت از حضرت سؤال می‌كند كه: حالا این كه شما فرمودید علم عبارت است از نوری كه خدا در قلب مؤمن قَذف می‌كند و قرار می‌دهد، این، لازمه‌اش این است كه شما در ابتدای مطلب حقیقت عبودیت را در خودتان اوّل جستجو كنید. حالا بفرمایید حقیقت عبودیت چیست؟ و به چه راهی انسان می‌تواند به این حقیقت عبودیت برسد؟ و از سلطنت بیرون بیاید؛ آخر ما همه سلطانیم. گرچه ظاهراً نه، این مملكت یك سلطان بیشتر ندارد، سلطان كه چه عرض كنم، رئیس جمهور. ولی در واقع اگر نگاه كنیم می‌بینیم كه نه، هر كدام از ما یك سلطان هستیم، منتها سلطان بر خدا و بنده برای دیگران. بین سلطنت ما و بین سلطنت بقیه فرق می‌كند. إنشااللَه بقیه بندگان خدا هستند و سلطان بر ما، عیب ندارد اگر این طور باشد. امّا ما سلطان بر خدا هستیم، زیر بار خدا نمی‌رویم، زیر بار حرف خدا نمی‌رویم ولی برای كارهای دنیایمان بنده سلاطین هستیم، عبد این سلاطین هستیم. حالا چطور می‌شود كه از عبودیت این سلاطین ما بیرون بیائیم؟ از عبودیت سلاطین. إنشااللَه راجع به این‌ها عرض می‌شود، صحبت می‌شود. از عبودیت هر چه كه موجب سلطنت بر انسان است؛ سلطان قدرت، سلطان جاه و مقام، سلطان شهوات، سلطان اهوای نفسانی، سلطان مادّه و مادّیات، سلطان آثار و شوائب دنیوی بای نحو كان، اینها همه سلطانند، از سلطه می‌آیند. می‌آیند بر قلب‌انسان استیلاء پیدا می‌كنند. امام علیه‌السّلام مشغول می‌شود برای تعریف عبودیت و حقیقت عبودیت، چطوری انسان خودش را از این سلطه‌ها یكی یكی بكشد بیرون. از این سلطنت‌ها بكشید بیرون، تا این كه از سلطنت خودش درآید بیرون، آن دیگر آخر قضیه است، آن دیگر نهایت قضیه است.