در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

پرهیز از ورود در عالم كثرات و اعتباریات‏

17018
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

پرهیز از ورود در عالم كثرات و اعتباریات‏

2
  •  

  •  

  • أعوذ باللَه من الشّيطان الرّجيم‌

  • بسم اللَه الرّحمن الرّحيم‌

  • والصَلوةُ والسّلام عَلى سيّدنا و نَبيّنا،

  • خاتَمِ الأنبياء و المُرسَلين أبى‌القاسم مُحمَّد

  • وعلى اهلِ بيته الطّيّبينَ الطّاهرين المعصومين‌

  • واللَعنةُ عَلى أعدائهمْ أجمَعينَ‌

  •  

  • قال امامنا الصّادق عليه‌السّلام: و اطْلُبِ العِلمَ بِاستِعمالِه و استَفْهِمِ اللَه يفْهِمْكَ. كه مطلب تا اینجا تا حدودی عرض شد قلتُ: يا شَريفُ! فقالقُلْ يا أباعَبداللَه. «عنوان به امام صادق علیه‌السّلام عرض می‌كند: یا شریف! ای مرد

  • بزرگ! ای مرد بزرگوار! حضرت می‌فرمایند كه: یا شریف به ما نگوئید، یا اباعبداللَه بگو.»

  • كنیه امام صادق علیه‌السّلام، اباعبداللَه بوده و حضرت می‌فرماید كه اینجا شریف، خبری نیست، خلاصه اگر می‌خواهی اسم ما را بگویی، یا اباعبداللَه، آقای شریف اینجا می‌خندند. اینها آقا! لقب است با مسأله شما فرق می‌كند. چرا امام صادق به ایشان می‌فرمایند: كه اباعبداللَه بگو؟ مگر امام صادق شریف نبود؟ بزرگوار نبود؟ اگر یك بزرگواری را انسان سراغ داشته باشد او امام است. امّا حضرت در عین حال می‌فرمایند كه: من اباعبداللَه هستم، مرا به كنیه خودم، شما صدا كن. این یك دستور اخلاقی است كه امام علیه‌السّلام ما را از ورود در تعینات و اعتبارات و مسائلی كه مربوط به عالم كثرت است باز می‌دارد. چون این مطالب حدّ یقفی ندارد، یك انتهایی ندارد. عناوین و القاب، اگر چهار متر هم شما بنویسید باز جا دارد برای اینكه انسان عنوان دیگری را و لقب دیگری را بر او بیفزاید. چون عالم اعتبار، عالم تخیل و توهّم است و توهّم و تخیل انتها ندارد، حدّ یقفی ندارد. فلهذا شما ببینید امام صادق از اوّل جلوی او را می‌بندد. همین كه حضرت می‌خواهد با او مشغول بیان مسائل سلوكی بشود، از اوّل می‌گوید اعتبارات را بگذار كنار، سلوك با اعتبارات جور درنمی‌آید. این، دو راهی است كه هیچگاه به هم نمی‌پیوندند. و این، دو مسیری است كه هیچگاه همدیگر را تلاقی نمی‌كنند. ابداً و ابداً مسأله اعتبارات و تخیلات و توهّمات، این با حقیقت و واقعیت و نفس‌الأمر جور درنمی‌آید. همان طوری كه عرض كردیم قبلًا، مسأله سلوك عبارت است حذف ماسوی‌اللَه است نسبت به انسان و انتساب تمام مَحامد و تمام ستایشها به ذات اقدس پروردگار. پس بنابراین لقب و عنوان اینجا چكار می‌كند؟. حضرت فلان الدّوله كذا، اینها چه می‌كند؟ اگر قدرت است، قدرت منتسب به اوست. اگر علم است، علم منتسب به اوست. اگر عزّت و شرف است، عزّت و شرف منتسب به اوست. اگر جمال است، جمال منتسب به اوست. اگر، انس و محبّت و وُدّ و جذّابیت و جلب قلوب و نفوس است كه اینها همه منتسب به اوست. در این عالم كثرت این بنده حقیر فقیر چه محلّی از اعراب دارد تا این كه انسان، این القاب و این اوصاف و این عناوین را به او بچسباند، به او حمل كند؟ كجای این انسان محلّی از اعراب است.