حقیقت فهم و طلب آن
4امام صادق علیهالسّلام به عنوان بصری میخواهند این را بفرمایند، و اطْلُبِ الْعِلْمَ بِإسْتِعمالِه، یعنی در هر رُتبه كه به مرتبه علم میرسی، در آن مرتبه توقف نكن، برو بالاترش، برو به یكمرتبه بالاتر. تصوّر نكن كه در همان جا مسأله تمام است، این علم را برای مرتبه بالاتر باید بكارگیری و در آنجا توقف نكنی و به آنچه كه به دست آوردی بسنده نگردی و در آن موقعیتی كه قرار گرفتی به آن موقعیت خو نگیری، دائماً در حال طلب باش، دائماً در حال استعمال این علم باش. متأسفانه همانطوری كه عرض كردم یكی از آفاتی كه برای بسیاری از افرادی كه قدم در راه خدا میگذارند و طلب رسیدن به لقاء محبوب را دارند و به دنبال آن مطلوب در ابتدای امر، شوق و حرارت و عشق و گرمی و چیزی از خودشان بروز ظهور ...، یك مدّتی كه از این مسأله میگذرد به همین آفت مبتلا میشوند. یعنی تصور میكنند دیگر مسأله تمام است و دیگر مطلبی نیست.
این را میگویند سلوكزدگی؛ این را میگویند كمالزدگی، این را میگویند راهزدگی. یعنی همان قضیهای كه راجع به علمزدگی قبلا اینطور به نظرم میرسد كه صحبت كردیم این مسأله در سلوك زدگی مطرح میشود. افراد خشك میشوند، افراد نسبت به این مسأله دیگر توقف میكنند، دیگر كارمان تمام است، دیگر مسألهای نداریم، دیگر الحمدللّه به مطلوب رسیدیم. در حالی كه الآن دیگر اول مطلب است، اول قضیه است. هر چه انسان طعم علم را بیشتر بچشد، نسبت به ادامه آن علم عطشش بیشتر میشود و واقعاً یكی از مصائب ما بنیآدم این است كه وقتی در قضایای دنیا و ماده و اینها پا میگذریم، تا هرجا كه مجال برای ما هست در آنجا حركت میكنیم و جلو میرویم، در علوم و فنون مختلفه مادّی مسأله از همین قرار است. اما همین كه پا در راه خدا میگذاریم و نسبت به آن مسائل ...، راه خدا مشخصّ است قضیه، بالأخره با مسائل دیگر تفاوت دارد؛ در اینجا انسان بالأخره هر قدمی را كه بر میدارد، نتیجه آن قدم را میبیند، هر آزمایشی را كه میكند، نتیجه آن آزمایش را در لابراتوار مشاهده میكند، این آزمایش او را به آزمایش دیگر و این اكتشاف او را به اكتشاف دیگر، همینطور سوق میدهد، حركت میكند، تا به یك نتیجهای میرسد، یك بیماری برایش منكشف میشود، علاج یك مرضی برای او روشن میشود، باز از آنجا میخواهد جای دیگر برود، همینطور .... اما وقتی كه انسان در راه خدا میآید، بالاخره گاهی از اوقات مطلب برای انسان پوشیده میشود، گاهی از اوقات مسأله روشن نیست، خلاصه اینطور نیست كه دائماً در حال مشاهده و مكاشفه و حالات مختلف و ...، نه، این خبرها گاهی اوقات هم نیست، اما انسان نسبت به آن موقعیت متوقّف میشود. یا به واسطه مشاهدات متوقّف میشود یا به واسطه عدم مشاهدات متوقّف میشود، یكی از این دو حال.

