در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اصل مكتب تشیّع بر اساس حركت و عمل بر محور حق‏

16537
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

اصل مكتب تشیّع بر اساس حركت و عمل بر محور حق‏

6
  • من یك وقتی دیدم یك شخصی دارد با یكی صحبت می‌كند راجع به فردی، ایشان چی هست و چی هست و چی هست و نماز شَبش قطع نمی‌شود و فلان و این حرفها. من آمدم رفتم گفتم: آقا! شما از حال ایشان اطّلاع داری؟ البته قبل از اینكه ... گفت: بله؛ گفتم: ایشان همسایه ماست، بنده اطّلاع دارم كه حتّی نماز صبحش هم قضا می‌شود بعضی اوقات چه می‌گویی، دروغ می‌گویی آقا! این نماز شبش قضا نمی‌شود؟ نماز صبحش هم قضا می‌شود. چه می‌گویی؟ این دروغها را می‌گویند، بعد مردم گول می‌خورند، نمی‌فهمند، راه را اشتباه می‌روند؟ همان طوری‌كه تفریط و تنقید حرام است و افشاء بعضی از مسائل سرّی و مطالبی كه از یك شخص منتشر نشده و فقط یك عدّه خاصّ می‌دانند، حرام است و او موجب تنزّل اوست و غیبت است، همان طور اغراق نسبت به یك فرد و افراط نسبت به یك فرد كه موجب بشود یك عدّه در اشتباه بیفتند، حرام است، حرام است و حرام. هیچ تفاوتی نمی‌كند. هر كسی می‌خواهد باشد. فرق بین مكتب تشیع و سایر مكاتب، حرّیت در بیان حق است. شیعه در بیان حق حُرّ است، آزاد است، با اختیار و انتخاب مسیر خود را تعیین می‌كند، نه با زور و چوب و شمشیر و شایعه پراكنی و امثال ذلك. این مكتب، مكتب حق نیست. شیعه مكتبش این است. حرّیت دارد، آزادی دارد. در مكتب شیعه انحصار وجود ندارد، راه برای همه باز است و برای همه انتخاب طریق آزاد است. تمام افراد بیایند بگویند: آقا! این علم الآن برای شما ضرر دارد، این یك نفر خودش تشخیص بدهد نه، این فراگیری این علم برای او مفید است، نباید به حرف هیچ كس گوش بدهد؛ من تشخیص می‌دهم و باید انجام بدهم. بگویند، كه بگویند. تمام افراد بعد از پیغمبر آمدند گفتند حقّ با ابوبكر و عمر است، سه نفر، چهار نفر فقط دور أمیرالمؤمنین بودند از حقانیت أمیرالمؤمنین كم شد؟ أمیرالمؤمنین ناحق شد؟ حتّی اگر آن سه نفر نمی‌آمدند، نمی‌آمدند، نیایند؛ أمیرالمؤمنین نیاز به سلمان ندارد نیاز به ... همه نیاز به او دارند. خلیل نحوی راجع به أمیرالمؤمنین می‌فرماید: فقط برای حقّانیت «علی» این جمله كافیست كه تمام‌ افراد محتاج به او هستند و او بی‌نیاز از تمام افراد است. این تمام شد دیگر. همه محتاج او هستند و او بی‌نیاز از همه افراد است. احتياجُ‌ الكُلِّ الیه و استغنائُهُ عَن الكلّ. وقتی كسی اینطور باشد این حق نیست؟ این حق است دیگر. مكتب شیعه این است. امیرالمؤمنین می‌گوید: سلمان هم نیاید، نیاید؛ عمّار هم نیاد، نیاد؛ حُذیفه هم نیاد، نیاد؛ مقداد نیاد، اباذر نیاید، من حق را تشخیص می‌دهم پس بنابراین .... به زور از من بیعت می‌گیرید، بگیرید، باطن من را كه نمی‌توانید عوض كنید. آمدند أمیرالمؤمنین را در مسجد طناب انداختند آقا! كالجمل المخشوش‌1 طناب انداختند دور گردن أمیرالمؤمنین كشیدند أمیرالمؤمنین را اینطوری. تصوّر بكنید واقعاً الآن ببینید، حكومت اسلامی این كار را كرد با علی. این برادران اهل تسنّن ما بیایند نگاه كنند و ببینند زمامدارانشان با داماد پیغمبر چكار كردند. اینطوری می‌خواهید بیعت بگیرید؟ از مردم اینطوری بیعت می‌گیرید؟ یعنی طناب می‌اندازید گردن داماد پیغمبر كه تمام اسلام به وجود او، به بیان او و به شمشیر او و به ایثار او، اسلام دوام پیدا كرده، اینطوری؟ تا یك كسی نگاه بكند فاتحه را می‌خوانید دیگر، خداحافظ شما، همین قدر ببینی أمیرالمؤمنین را، خداحافظ، دیگر معطّل می‌خواهیم برای چی بشویم؟ می‌خواهیم چرا معطّل شویم؟ آن وقت این جوری می‌آورند در مسجد و أمیرالمؤمنین كه بیعت نمی‌كند، دست أمیرالمؤمنین را می‌زنند به دست ابوبكر، می‌شود بیعت، بعد هم سلام و صلوات و دیگر بیعت شد و تمام شد و بزنید، برویم دیگر این شد بیعت، این می‌شود چی؟ بیعت شعاری دیگر. بدانند كه این حكومت آنها و زمامداران آنها اینطوری بر گُرده مردم سوار شدند. زدند دختر پیغمبر را كشتند، أمیرالمؤمنین را اینطوری به مسجد بردند و اینطوری از او بیعت گرفتند. حالا این شد خلیفه رسول خدا، حالا كه شد خلیفه رسول خدا شخصیت پیدا كرد، نه دیگر، دیگر نمی‌شود با او حرف زد. این شخصیتی كه این نحوه برای یك نفر پیدا بشود، این شخصیت دیگر ارزش دارد؟ باید به این شخصیت احترام گذاشت؟ این نحوه و به این قسم پیدا بشود. بعد هم دیدند گیر كردند در آن، چه بگویند؟ آمدند: اصحابی كالنُّجُوم، بِأیهِمُ اقتَدَیتُم اهتَدَیتُم‌2 «اصحاب من همه مثل ستارگانند به هر كدامشان اقتداء كنی كارتان تمام است، مسأله‌ای نیست هدایت می‌كنند.» اصحابی كالنّجوم. مجبورند. كار خلاف كردند حالا در آن مانده‌اند، حالا بیاییم جعل حدیث كنیم. بالآخره یك جوری باید ...، همین طوری كه نمی‌توانیم ساكت بنشینیم. باید جواب مردم را بدهیم. اینطور كه نمی‌توانیم بنشینیم. هی شروع می‌كنیم حدیث جعل كردن و خواب نقل كردن و چی نقل كردن و كی اینجور گفته‌و كرامت او نقل كرد و چرا؟ بالاخره باید این قضیه را یك جوری سر پا نگه داشت. دعوت كردن و شام دادن و سال گرفتن و این .... اینها مال چیست؟ مال نگه داشتن است. قضیه را یك جوری نگه داریم، مطلب را یك جوری نگه داریم. در اسلام آزادیست.

    1. بحارالانوار، جلد ٨٢، صفحه ٢٦٣
    2. بحارالانوار، جلد ٢٣، صفحه ١٥٦