اصل مكتب تشیّع بر اساس حركت و عمل بر محور حق
4این چیه؟ این شیطان است؛ هیچ برو برگرد هم ندارد. صورت عوض كرده، صورت عوض شده. اینجاست كه انسان باید تو خود فرو برود، محك بزند به خودش. آنوقت وقتی كه محك زد و خالص شد و دید: نه، خلاصه مسأله دیگر فرق نمیكند آن موقع بیاید و اقدام كند و امر به معروف كند و نهی از منكر كند، آنوقت. آن وقت خواهیم دید كه این شخص امر به معروفش فرق میكند، لحنش فرق میكند، آن حدّت و آن شدّت را ندارد، به مقتضای تكلیفی كه احساس میكند جلو میآید، بیشتر جلو نمیرود، بیشتر حركت نمیكند. خیلی مسأله دقیق است. مسأله دقیق است چرا؟ چون راه خدا دقیق است. چون راه خدا حقّ است و حقّ خیلی حساب و كتاب دارد، خیلی میزان دارد. مهمّ این است كه عبد در مقام عبودیت غیر از مولا را نباید در نظر قرار بدهد. یك انسان و یك شیعه شیعه أمیرالمؤمنین نباید غیر أمیرالمؤمنین برای او جلوه كند و برای او مطرح باشد و برای او نقطه و مركز باشد. شیعه أمیرالمؤمنین فقط به چهارده نفر معتقد است و بس، تمام شد. اوّل آنها حضرت خاتم انبیاء محمّد بن عبداللَه صلّی اللَه علیه و آله و سلم و آخر آنها حضرت بقیة اللَه، حضرت حجّه بن الحسن العسكری ارواحنا لتراب مقدمه الفداه. این فقط، این شیعه، شیعه أمیرالمؤمنین است. هر كس دیگر باید با این چهارده نفر سنجیده بشود، به هر مقداری كه نزدیك است، بسیار خوب، به هر مقداری كه دور است، نه، مورد قبول نیست، هیچ مورد قبول نیست، هر كس میخواهد باشد. سكه عصمت و طهارت مطلق فقط به این چهارده نفر زده شده است و بس. بقیه و بزرگان آنها در جایی معزّز و محترمند كه خود را با این طهارت مطلقه تطبیق بدهند. به هر مقدار كه هستند بسیار خوب، به همان مقدار بُردهاند و به هر مقدار كه جدا شدند و قبول نكردند به همان مقدار باختند. هر كسی میخواهد باشد؛ میخواهد یك فرد عامی باشد، میخواهد یك مرجع تقلید باشد، تفاوت نمیكند برای ما. فقط ما باید از این چهارده نفر تبعیت كنیم و بس. بله از میان افراد فقط آن كسانی داخل در این حریم میشوند كه آنها با ادّله و بیانات و مطالب و خلاصه كه دیگر این مفصّلات و اینها، از حُجُب ظلمانی و از حُجب نورانی، از هر دوی این حجُب عبور كردهاند و نفس آنها مُندَكّ و فانی در نفس مقام ولایت عظمای این چهارده نفر شده باشد. فقط و فقط این دسته از این مسأله مستثنی هستند. و كجا و كه؟ هر كسی میآید اسمش را عارف میگذارد، هر كی میآید اسمش را ولی بگذارد، هر كی بیاید اسمش را كذا بگذارد، واصل بگذارد، فلان بگذارد، این حرفها چیست. مسأله مهمّ و امتیاز مهمّ برای شیعه همین است. ما بر خلاف اهل تسنّن و بر خلاف برادران عامّی خود، معتقد به متابعت از حقّ هستیم. برای ما فرق نمیكند حقّ در هر جا میخواهد باشد. مكتب شیعه حیاتش و زنده بودنش به این است كه معتقد است به اینكه باید از حق تبعیت كرد. آن حق در هر جا میخواهد باشد دیگر برای او فرقی نمیكند. ولی عامّه اینطور نیستند. عامّه میگویند: ما تا مادامی میتوانیم از حقّ متابعت كنیم كه به شخصیت خلفاء مخصوصاً آن دو تای اوّل به اینها خدشه وارد نشود. بخواهد به اینها خدشه وارد بشود دیگر آنجا نباید از حقّ حرف زد. عجبا! چرا؟ چرا نباید صحبت كرد؟ حقّ، حقّ است همیشه. چون به شخصیت ابابكر و عمر خدشه وارد میشود ما نباید صحبت كنیم؟ كه گفته؟ آنها خلیفه رسول اللَهاند؛ باشند. شما دلیل بیاور كه خلیفه رسول اللَه اشتباه نمیكند، خطا نمیكند، معصوم است، ما میپذیریم. محدوده و حریم خلفاء را میگویند باید حفظ كرد. میگویند؛ آنها حكمشان با خداست ما نمیدانیم. از آنها سؤال میكنیم: بین شما و بین آنها چه فرقی است؟ آیا در زمان رسول خدا، همین خلفاء در همان موقع، روی پیشانیشان خلیفه نوشته بود یا مثل بقیه از اصحاب بودند؟ مثل بقیه بودند دیگر، تفاوتی كه نداشتند، مثل شما بودند. الآن ما فرض میكنیم در این مجلس یك دفعه رسول خدا وارد میشوند. میآید در اینجا میگیرد مینشیند. همه ما به نسبت به رسول خدا مساوی هستیم. انشااللَه همه از شیعیان پیغمبر هستیم و امیدواریم خداوند در این دنیا و در آن دنیا طرفة العینی ما را از آن عنایت و ولایت آن حضرت و ابناء طاهرینش ما را محروم نكند. این مأمول ما و منتهای آرزوی ماست. حالا همه دنیا یك چیزی بگویند، ما كاری نداریم، بگویند، اینقدر بگویند خسته بشوند. ما این را میخواهیم كه در دنیا و آخرت دست ما كوتاه نباشد، از این چهارده فقط، فقط از این چهارده تا. حالا پیغمبر فرض كنید كه بیاید در اینجا تمام ما نسبت به رسول خدا مساوی هستیم بعد حالا پیغمبر از اینجا برود. جمع میشویم: حالا یك نفر را از میان خودمان رئیس كنیم. فرض كنید یك نفر را انتخاب میكنیم، حالا با قرعه، با هر چی، انتخابات من باب مثال آن میشود رئیس. رئیس شد، با بقیه تفاوت كرد؟ تفاوتی نكرده. این قضیه میشود اعتباری. چه تفاوتی دارد؟ بالآخره وقتی كه رسول خدا اینجا بود تو با بقیه فرقی نداشتی، حالا چی شد با انتخابات تفاوت كردی؟ این انتخابات به عِلمت اضافه كرد؟ یعنی واقعاً مردم آمدند ابوبكر را انتخاب كردند، بعد از انتخاب مردم یك دفعه ابوبكر شد مرجع و مُلّا؟

