در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اصل مكتب تشیّع بر اساس حركت و عمل بر محور حق‏

16537
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

اصل مكتب تشیّع بر اساس حركت و عمل بر محور حق‏

3
  • در جلسات گذشته عرض شد كه چرا امام می‌فرماید: اگر به دنبال علم می‌روی در وهله اوّل این قدم را باید برداری، خودت را در قبال پروردگار بنده بیابی نه مولا، به پروردگار امر و نهی نكنی، امر او را اطاعت كُنی و اطْلُبِ العِلمَ بِاستِعمالهِ «علم را برای به كارگیری او پیگیر كن و به دنبال برو.» از خود علم استعمال او را مدّ نظر داشته باش نه مسائل دیگر را در جانب آن علم، نه منافع دنیا را، نه هوی و هوس را. منظور از علم رسیدن به حقیقت و مفهوم و حاقّ آن علم باشد نه مسائل دیگر را. چون در خیلی از اوقات مطلب بر انسان مشتبه می‌شود. حتی ممكن است انسان ادّعای حقّ را داشته باشد و مدّعی پیروی و ابلاغ حقّ هست امّا حقّی كه از زبان او برمی‌آید. آن قدر كه برای این حق اعمال رویه می‌كند و دلسوزی می‌كند و تحرّك می‌كند و حَمیت از خود نشان می‌دهد اگر این حقّ از زبان كسی برآید اینقدر از خود تحرّك نشان نمی‌دهد.

  • یك شخص از دوستان ما نقل می‌كرد كه یك نفر از آقایان در طهران یك مسجدی داشت البتّه او از دنیا رفته یك روز حركت می‌كند و می‌آید به سمت مسجد می‌بیند یك چند نفر جوان نشسته‌اند همان زمان سابق و اینها مشغول قمار بازی هستند و این می‌آید رد می‌شود و آنها اعتنا نمی‌كنند و همین طور به این‌ لهو و لعب و قمار و اینها ادامه می‌دهند. این عصا داشته و پیرمرد هم بوده. عصا را بلند می‌كند به جان اینها و می‌گوید: خجالت نمی‌كشید در حیطه و در محدوده مسجد من دارد قماربازی می‌شود. خلاصه عصا را می‌كشد، آنها هم فرار می‌كنند. بعد رو می‌كند به این می‌گوید: من اجازه نمی‌دهم از آنجایی كه از منزلم هست حركت می‌كنم و تا می‌آیم در مسجد كسی بر خلاف رضای خدا بخواهد كاری انجام بدهد. ظاهر مسأله را اگر ما نگاه بكنیم می‌بینیم كه مطلب، مطلب صحیحی است، بالاخره نهی از منكر است، معنا ندارد كه یك چند نفر بنشینند و قماربازی بكنند و شطرنج بازی بكنند و حرام است و باید جلوگیری كرد، باید ممانعت كرد و مراتب نهی از منكر هم متفاوت است. این یك مسأله، از طرف دیگر بالاخره ایشان امام محل است، امام جماعت محل است، امام جماعت مسجد است. این خلاف شعار مبانی اسلامی است، خلاف آن هیمنه و ارزش و آن علّو و رفعت مبانی اسلام و شعارهای اسلام است كه در آن مخالفت با آن بشود، اینطور مخالفت علنی بشود. اینها همه بجای خودش محفوظ. امّا صحبت در این است اگر ما از این آقا این سؤال را بكنیم: چون در محدوده مسجد شما هست و به شما برمی‌خورد نهی از منكر می‌كنید یا اگر جای دیگر هم می‌شنیدی كه فرض كنید كه در فلان منطقه از طهران یا فلان منطقه از شهرستان، مردم می‌نشینند و قماربازی می‌كنند به همین مقدار عصبانی می‌شدی و ناراحت می‌شدی؟ زود خدا مُچ آدم را می‌گیرد. آنجا نمی‌شود دیگر سر خدا را كلاه گذاشت. چون الآن در مسیرت هست تو ناراحتی یا اینكه چون می‌بینی عمل خلاف دارد انجام می‌شود ناراحتی؟ التفات می‌كنید؟! اینجاست كه شیطان می‌آید و از خود راه خدا می‌آید، میان بُر می‌زند به آدم، از خود احكام الهی می‌آید ...، او كه نمی‌آید فرض بكنید كه یك جام شراب به فلان آقای مسجد هدیه كند، او نمی‌خورد البته عرض كردیم بعضی‌ها هم خوردند، اگر یادتان باشد یا اینكه فرض كنید نمی‌آید یك نَرد و قمار و شطرنج و اینها بیاورد بگذارد جلویش، جلوی مأمومین و بگوید بیا بازی بكن، این كار را نمی‌كند. یا اینكه طناب نمی‌آورد كه از دیوار برود بالا و بیاید دزدی بكند، این كار را نخواهد كرد، حدّاقل برای حفظ آبروی خودش هم این كار را نخواهد كرد. پس از چه راه وارد می‌شود؟ از راه خودش وارد می‌شود. می‌گوید شما امامی، امام مسجدی، امام جماعتی، بیایند در حكومت تو حالا این تعبیر من تعبیر نارسایی است در قلمرو امر و نهی و اجرای حكم تو دارند خلاف حكم خدا را انجام می‌دهند، بگیرشان، ببندشان، بزنشان، فلان كن.