طلب علم و بكارگیرى آن
6پس چطور انسان این علم را استعمال میكند؟ عمل به محتوای این علم منظور امام علیهالسّلام است. حالا كه ما به این علم رسیدیم، به این كلام امامعلیهالسّلام رسیدیم، به این مطلب رسیدیم، دست روی دست بگذاریم؟ یا نه، به هر حرف حرف آن كلام ترتیب اثر بدهیم؟ در جلسه گذشته عرض شد كه بعضیها علم را نه تنها مدّ نظر قرار نمیدهند بلكه آن علم را در جهت خلاف آن محتوی بكار میگیرند. كسی میرود برای معماری، چند سال درس میخواند امّا وقتی كه یك شخصی به او مراجعه میكند، باید یك منزلی بسازد كه این منزل دارای استحكام و شرائط زیست مناسب باشد، جوری میآید این منزل را میسازد كه كاملًا برای افراد و ساكنین آن منزل خطر آفرین است. این چیه؟ برخلاف عمل كردن است. شخصی میرود چند سال درس میخواند و برای اینكه برای سلامتی افراد مفید باشد، دقیقاً میآید این را در یك جهتی كه به نابودی و به نیستی افراد منتهی میشود، او را بكار میگیرد. این برخلاف علم عمل كردن است. چرا؟ چون علم طبّ و پزشكی، انسان را به سلامتی سوق میدهد، نه به مرض و نیستی و نابودی. آیا در كتابهای پزشكی، وقتی شخص میخواهد طبیب بشود، مرض را باید تبدیل به صحت كند یا در آنجا نوشته صحّت را تبدیل به مرض كن؟ كدامیك از این دو است؟ معرفت الهی و معرفت توحید و معرفت اسماء و صفات الهی، درصدد برای اصلاح نفس وتبدّل صفات انسانی حیوانی به صفات رحمانی است؛ حالا اگر شخصی این علم را برای تبدّل صفات انسانی به صفات حیوانی بكار بگیرد، این میشود چی؟ این میشود خلاف. آن یك مقدار كمی كه از انصاف و وجدان و اینها در وجودش هست به واسطه این تبدّل آن یك مقدار كم هم از بین میرود. این چیه؟ این استعمال علم است در جهت خلاف. این استعمال علم نیست. این طلب، طلب علم نیست.

