در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم تزكیه و تهذیب نفس قبل از فراگیرى علوم‏

18801
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

لزوم تزكیه و تهذیب نفس قبل از فراگیرى علوم‏

7
  • سابق می‌گویند كه یك عین‌السّلطان بود در زمان ناصرالدین شاه، این عین‌السّلطان خیلی، خلاصه، صدر أعظم بود و كذا و رتق و فتق و بیا و برو و خلاصه علی ای حالٍ اینها همه كاره بودند دیگر، هر كاری دلشان می‌خواست می‌كردند و هر اجحافی می‌كردند و هر ظلمی هم می‌كردند و كسی هم نمی‌توانست‌صحبت كند. بعد می‌گویند این نوكرهای عین‌السّلطان وقتی كه می‌رفتند سراغ یك كسی، اصلًا قبلًا تازه اطّلاع می‌دادند كه نوكر عین‌السّلطان می‌خواهد بیاید. نوكر تازه می‌خواهد برود، اطّلاع می‌دادند كه بله نوكر عین السّلطان می‌خواهد بیاید و باید شخص بیاید بیرون و استقبال كند، بیرون از نوكر عین‌السّلطان. یك دفعه مرحوم آقا می‌فرمودند: كار به جایی رسیده بود كه خرهای باربر عین‌السّلطان وقتی از یك كوچه می‌رفتند كسی حقّ نداشت در آن كوچه راه برود؛ خرهای باربر كه مثلًا منزل عین‌السّلطان هندوانه می‌بردند، آن موقع سوار همین الاغ و این چیزها می‌كردند. خربزه می‌بردند خانه عین‌السّلطان، لوازم می‌بردند. خر عین‌السّلطان دارد می‌آید، بروید كنار، بروید كنار، مبادا به جناب ایشان جسارت بشود، به جناب الاغ. این چیه؟ این به خاطر عین‌السّلطان است، به خاطر عین السّلطان، خرش هم در میان مردم ترسناك و مَخیف است.

  • ولی ما اتّكاءمان به كیست؟ ما اتّكاءمان به امام زمان است. وقتی یكی اتّكایش به امام زمان باشد پیش هر كسی می‌خواهد در این مملكت برود. با هر مقامی می‌خواهد حرف بزند، بزند. خیلی آرام، تازه به او می‌گوید: تو هم باید مثل من باشی؛ همچین خبرهایی نیست. احترامی كه داری، به خاطر امام زمان به تو احترام گذاشتند و الّا این خبرها نیست. هر شخصی در هر موقعیتّی. این می‌شود عبودیت. انسان در وهله اوّل جایگاه خودش را باید پیدا كند كه این كیست؟ خیال‌نكنید این مسأله اختصاص به اهل علم دارد، نه، همه ما؛ مگر ما منتسب به تشیع نیستیم؟ مگر ما منتسب به اهل بیت نیستیم؟ ما منتسبیم دیگر. این عبودیت اگر باشد، این عبودیت مطلب را جور دیگری می‌كند. در قدمهایی كه انسان برمی‌دارد، آن قدمها تفاوت می‌كند. در كارهائی كه انجام می‌دهد، آن كارها تفاوت می‌كند. در بعضی از جاها تفریط نمی‌كند، در بعضی از جاها افراط نمی‌كند. اینها همه‌اش به خاطر چیست؟ به خاطر عبودیت است. البتّه ممكن است انسان اشتباه كند. آن اشتباه خواهی نخواهی، لازمه طبع بشری است. ولی حداقل فی حدّ نفسه یك مقداری خودش را جلو ببرد، یك كَمَكی، یك مقداری، یك خرده‌ای. همین، همین تأمّل، همین تأمّل كردن، این مسأله را تغییر می‌دهد.