در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم تزكیه و تهذیب نفس قبل از فراگیرى علوم‏

18801
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

لزوم تزكیه و تهذیب نفس قبل از فراگیرى علوم‏

6
  • این مسأله است كه امام علیه‌السّلام می‌فرماید: اوّلًا باید جایگاه خودت را در ارتباط با پروردگار، اوّل مشخّص بكنی كی هستی. الآن یك كسی فرض كنید كه بخواهد برود برای خواستگاری، پدر و مادر دختر چه كار می‌كنند؟ می‌گویند: آقا! كی هستی؟ پدرت كیه؟ مادرت كیه؟ بالاخره قوم و خویشات كی‌اند؟ تحصیلاتت چقدره؟ همین‌طوری كه نمی‌آیند: سلام علیكم، بفرما برو؛ اینكه نمی‌شود. معمولًا تا حالا این طور نبوده. حداقل می‌گویند: پدر و مادرت كی‌اند دیگر، دیگر حداقلّش .... بعد می‌روند، تحقیق می‌كنند، یك هفته، دو هفته، رفقایش را ببینند، اصدقائش را ببینند، در كجا درس خوانده؟ از آنها سؤال می‌كنند: آقا! این زرنگ بوده؟ نبوده؟ اخلاقش با دوستانش چطور بوده؟ كیفیت تعامل و افعالش با مردم چطور بوده؟ اینكارها را كه انجام می‌دهند دیگر، متعارف اینطوره. همین‌طوری كه نمی‌شود بالاخره ... ما الآن چه هستیم؟ یك شیعه در هر لباسی كه می‌خواهد باشد و در هر وضعیتّی كه می‌خواهد باشد، شاگرد مكتب اهل بیت است. یعنی خودش را در ارتباط با مكتب اهل بیت، اوّل باید عرضه كند؛ اگر پزشك است، وقتی كه می‌خواهد برود سراغ مریضها به عنوان شاگرد امام صادق باید برود. ما پزشكی هستیم كه شاگرد امام صادقیم، ما پزشكی هستیم كه نوكر امام زمانیم. نه اینكه بلند شود برود، نه اعتنا به این كند، نه اعتنا به آن كند، تق، توق، تق، توق، این طرف، آن طرف، فلان، چی؟ حالا یكی آمده ... وقتی كه یك نفر در یك اشتغالی هست و به یك اشتغال علمی هست، در مواجهه با افراد، باید انتساب خودش را به مكتب اهل بیت، اوّل آن را در نظر بگیرد. نوكری امام زمان علیه‌السّلام، شاگردی مكتب اهل بیت علیه‌السّلام. چرا ما شاگرد مكتب اهل بیتیم؟ مگر روایت عنوان بصری را نمی‌خوانیم؟ پس شاگرد امام صادقیم دیگر؛ می‌خواهیم به این دستورات عمل كنیم. حضرت می‌فرماید كه: وقتی می‌خواهی به دنبال یك نور حركت كنی همان طوری كه فرمودند علم وقتی می‌خواهی حركت كنی، باید چكار كنی؟ باید در مرتبه اوّل عبودیت را باید در نظر بگیری: كه من بنده‌ام. یك طلبه وقتی كه می‌خواهد خودش را بر مردم عرضه بدارد، در نفسش باید مسأله عبودیت را باید در نظر بگیرد كه ما این وسط كاره‌ای نیستیم، ما به نمایندگی آمده‌ایم، ما كاره‌ای نیستیم. یك پزشك، یك مهندس، یك تاجر، یك صاحب حرفه، یك صاحب ... تمام اینها آن جنبه رسالت مسأله كه در باطن قضیه است، آن را باید همیشه چه كار كنند؟ در نظر بگیرند. اگر این طور باشیم دیگر آن وقت می‌بینید آقا! این فرد با یك آرامش، با یك صلابت، با یك حریت و با یك آزادمنشی با تمام افراد یكسان برخورد می‌كند؛ هر كی می‌خواهد حالا باشد. پیش رئیس جمهور می‌خواهی بروی، برو. ما به عنوان نوكر امام زمان، می‌خواهیم برویم پیش رئیس‌جمهور. دیگر برای ما رئیس جمهور و آن خادم دم در فرقی نمی‌كند؛ چه فرقی می‌كند؟ رعایت مسائل و آداب و احترام و اینها به جای خود محفوظ است، اینها همه باید باشد؛ دستور امام است. ولی در باطن هیچگونه تغییری در رفتار، كردار، ابداً، ابداً پیدا نمی‌شود. مطلقاً. چرا؟ چون یك إتّكا داریم.