در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم تزكیه و تهذیب نفس قبل از فراگیرى علوم‏

18801
عنوان بصری
جلسات
نسخه عربی

لزوم تزكیه و تهذیب نفس قبل از فراگیرى علوم‏

3
  • افرادی كه می‌گویند انسان اوّل باید به تحصیل علم بپردازد و بعد به دنبال تزكیه و تهذیب برود، حكم آنها مانند آن فردی است كه بدون توّجه به مسیر و تعیین، آن سوار یك ماشینی می‌شود، حالا این ماشین آیا او را به مطلوب می‌رساند یا نمی‌رساند این دیگر دست خداست. چرا؟ بواسطه اینكه نفس دارای صفات رذیله‌ای است كه آن صفات رذیله در ارتباط با موقعیت‌های مناسب خود ممكن است به یك نتایج غیر مطلوب و غیر قابل برگشت، انسان را برساند. در جلسه قبلی عرض شد: نفس انسان دارای صفات مخفیه غیر بارزه‌ای هست حتّی برای خود انسان و این صفات مخفیه و غیربارز، در موقعیت مناسب، آن صفات می‌آیند و در اشكال مختلف و لباس مختلف، جلوه‌نمایی می‌كنند. خودشان را در معرض قرار می‌دهند. نفس كارش همین است. در ابتدای قضیه شما می‌بینید، انسان با مطلب به یك نحوی برخورد می‌كند؛ حالت استنكاف دارد: آقا! بیا این مطلب را بپذیر.

  • نه، این مخالف رضای خداست.

  • آقا! بیا این كار را انجام بده.

  • نه، من نسبت به صحّت و سُقم این مسیر تردید دارم.

  • امّا همین كه وارد شد و یك قدری گذشت، تمام آن مطالب و استدلالهای گذشته، همه آنها نسیاً منسیا می‌شود و بعد مبدّل می‌شود به یك فردی كه صد در صد این مسیر و این موقعیت را پذیرفته و از مدافعین و اعیان واقعی مطلب در می‌آید، به نحوی كه دیگر نمی‌تواند خودش را از این مطلب جدا كند.

  • مرحوم آقا می‌فرمودند: كسانی كه آنها مرتبط نیستند با مقام ولایت، اینها من حیث لایشعر اگر وارد مناصبی بشوند كه آن مناصب، صورت ظاهری دنیوی فریبنده‌ای داشته باشد، اوّل از اعوانِ ظَلَمه، اینها مطرح می‌شوند، بعد از یك مدّت تبدیل به «اعیان الظَّلَمه» می‌شوند. همین آقایی كه قبلًا ایشان آمده بود و طرز فكر خاصّی نسبت به یك جریان داشت، بعد از گذشت دو سال، می‌بینیم عوض شده، مطالب عوض شده، چی بود آقا!؟ شما كه همین حرفها را خودت به ما می‌زدی! شما كه این مطالب را خودت به ما می‌گفتی! می‌بینیم نه، مطالب دیگر كم رنگ مطرح می‌شود. آن حدّت و شدّت و صلابتی كه در ارتباط با قضایا، آنها قبلًا مطرح می‌شد، الآن دیگر آن حدّت و شدّت را ندارد. ملایم، لَین و با یك وضعیت توأم با تردید، مطالب مطرح می‌شود. یك مدّتی دیگر كه می‌گذرد، می‌بینیم نه، در مقام دفاع از مبانی و موقعیت خودش برمی‌آید، یك مدّتی دیگر كه می‌گذرد، اصلًا اجازه نمی‌دهد كسی حرف بزند. یعنی آن طور مسأله محكم و مُبرز و آشكار می‌شود برای خودش و برای همه كأنّ خود او یكی از افراد و اركان این جریان قرار می‌گیرد.