در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سرعت اجابت خداوند، و سستى بندگان در دعا

16512
نسخه عربی

سرعت اجابت خداوند، و سستى بندگان در دعا

7
  • فقرا هم اطلاع پیدا کردند و تمام فقرای مدینه آمدند و همین‌طور خرماها را قسمت کردند، و تمام این انبار را خالی کردند. وقتی که می‌خواستند از انبار بیرون بیایند، یکی از خرماها زیر پای یکی از افراد له شده بود، حضرت آن را برداشتند و به اصحاب نشان دادند و فرمودند:

  • اگر این مرد، این یک دانه خرمای له شده را به دست خودش انفاق می‌کرد، بهتر بود در نزد خدا، تا اینکه بعد از مردنش وصیّت کند: من همۀ این اموال را در راه خدا انفاق کنم!1

  • علّت رجحان انفاق قبل از مرگ بر وصیّت به انفاق اموال

  • وصیّت بعد از موت خیلی خوب است، ولی حکم روغن‌چراغِ ریخته است که انسان نذر امام‌زاده می‌کند. شیشه می‌شکند و روغن‌چراغ در خیابان می‌ریزد، خب آدم می‌گوید حالا این را نذر امام‌زاده کنیم! زحمت کشیده و پول‌ها و ثروت‌ها را جمع کرده و...، حال که می‌بیند دارد می‌میرد و همه را هم باید بگذارد، آن‌وقت می‌آید وصیّت می‌کند و با وصیّت، یک مشت جمعیّتی را به گرفتاری مبتلا می‌کند. همۀ زندگی‌اش به وبال و خسران، وصیّتش هم به وبال و خسران؛ ﴿خَسِرَ ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةَ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡخُسۡرَانُ ٱلۡمُبِينُ﴾!2

  • نمونه‌ای از وصیّت‌های بی‌فائده!

  • می‌گویند: یک زن و شوهری بودند که این مرد خیلی زن را اذیّت می‌کرد؛ می‌زد، فحش می‌داد، نفقه‌اش را نمی‌داد، و خلاصه این زن در خانۀ این شوهر خیلی در رنج و اذیّت بود! وقتی عمر این مرد سرآمد، به زن وصیّتی کرد و گفت: «خیلی معذرت می‌خواهم! خیلی ببخشید! من در مدّت عمر، تو را کتک می‌زدم، فحش می‌دادم، شب‌ها می‌رفتم و نمی‌آمدم، مسافرت می‌کردم، تو را بی‌نفقه می‌گذاشتم؛ خیلی‌خیلی معذرت می‌خواهم! حالا عوض آن که قدری دلت خنک شود و تلافی کرده باشی، من وصیّت می‌کنم بعد از اینکه از دار دنیا رفتم، این طنابی که اینجاست را به پای من ببندی، و جنازۀ من را هرچه دلت می‌خواهد توی این خانه و دور تا دور این حیاط بکشی و سر و دست من به این طرف و آن طرف بخورد تا دلت خنک شود و یک قدری راحت شوی. من هم‌چنین‌وصیّتی می‌کنم و اختیاری به تو می‌دهم!»

    1. ینابیع الحکمة، ص ٤١٥.
    2. سوره حج (٢٢) آیه ١١.