سرعت اجابت خداوند، و سستى بندگان در دعا
7فقرا هم اطلاع پیدا کردند و تمام فقرای مدینه آمدند و همینطور خرماها را قسمت کردند، و تمام این انبار را خالی کردند. وقتی که میخواستند از انبار بیرون بیایند، یکی از خرماها زیر پای یکی از افراد له شده بود، حضرت آن را برداشتند و به اصحاب نشان دادند و فرمودند:
اگر این مرد، این یک دانه خرمای له شده را به دست خودش انفاق میکرد، بهتر بود در نزد خدا، تا اینکه بعد از مردنش وصیّت کند: من همۀ این اموال را در راه خدا انفاق کنم!1
علّت رجحان انفاق قبل از مرگ بر وصیّت به انفاق اموال
وصیّت بعد از موت خیلی خوب است، ولی حکم روغنچراغِ ریخته است که انسان نذر امامزاده میکند. شیشه میشکند و روغنچراغ در خیابان میریزد، خب آدم میگوید حالا این را نذر امامزاده کنیم! زحمت کشیده و پولها و ثروتها را جمع کرده و...، حال که میبیند دارد میمیرد و همه را هم باید بگذارد، آنوقت میآید وصیّت میکند و با وصیّت، یک مشت جمعیّتی را به گرفتاری مبتلا میکند. همۀ زندگیاش به وبال و خسران، وصیّتش هم به وبال و خسران؛ ﴿خَسِرَ ٱلدُّنۡيَا وَٱلۡأٓخِرَةَ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلۡخُسۡرَانُ ٱلۡمُبِينُ﴾!2
نمونهای از وصیّتهای بیفائده!
میگویند: یک زن و شوهری بودند که این مرد خیلی زن را اذیّت میکرد؛ میزد، فحش میداد، نفقهاش را نمیداد، و خلاصه این زن در خانۀ این شوهر خیلی در رنج و اذیّت بود! وقتی عمر این مرد سرآمد، به زن وصیّتی کرد و گفت: «خیلی معذرت میخواهم! خیلی ببخشید! من در مدّت عمر، تو را کتک میزدم، فحش میدادم، شبها میرفتم و نمیآمدم، مسافرت میکردم، تو را بینفقه میگذاشتم؛ خیلیخیلی معذرت میخواهم! حالا عوض آن که قدری دلت خنک شود و تلافی کرده باشی، من وصیّت میکنم بعد از اینکه از دار دنیا رفتم، این طنابی که اینجاست را به پای من ببندی، و جنازۀ من را هرچه دلت میخواهد توی این خانه و دور تا دور این حیاط بکشی و سر و دست من به این طرف و آن طرف بخورد تا دلت خنک شود و یک قدری راحت شوی. من همچنینوصیّتی میکنم و اختیاری به تو میدهم!»
- ینابیع الحکمة، ص ٤١٥.
- سوره حج (٢٢) آیه ١١.

