سرعت اجابت خداوند، و سستى بندگان در دعا
4امّا اگر خدا از ما چیزی بخواهد، مگر کسی میدهد؟!
ـ: زکات بده! مگر کسی میدهد؟!
ـ: خمس بده! مگر کسی میدهد؟!
ـ: فطره بده! مگر کسی میدهد؟!
ـ: صدقات مستحب بده! به فقیر احسان کن! صلۀ رحم کن! از جانت بده! از مالت بده! و بده...! مگر کسی میدهد؟! ابداً ابداً نمیدهد!! خیلی عجیب است! نماز میخوانم امّا مال نمیدهم! متدیّن هستم امّا خمس نمیدهم! محکم بر این صراط ایستادهام!
آنوقت به جایی رسیده است که خداوند علیّأعلیٰ آمده التماس میکند: ای بندگان من، بیایید به من قرض بدهید! قرض! نه تومانی یک شاهی، یا تومانی صنّار، یا تومانی یک عبّاسی! من از شما قرض میگیرم تومانی دو تومان، تومانی چهار تومان، تومانی هفتاد تومان، تومانی هفتصد تومان! و اگر هم میخواهید بیشتر! بیایید قرض بدهید! حال آیا ما راضی میشویم که با این حال، به خدا قرض بدهیم؟!
علّت استنکاف انسان در قرضالحسنه دادن
﴿مَّن ذَا ٱلَّذِي يُقۡرِضُ ٱللَهَ قَرۡضًا حَسَنٗا فَيُضَٰعِفَهُۥ لَهُۥ وَلَهُۥٓ أَجۡرٞ كَرِيمٞ﴾؛1 «کیست که بیاید به خدا قرضالحسنه بدهد تا اینکه خدا به او در دنیا و آخرت مضاعف برگرداند! علاوه بر مزد و ثواب کریم (یعنی خیلی عالی برای او بوده باشد).»
﴿مَّثَلُ ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمۡوَٰلَهُمۡ فِي سَبِيلِ ٱللَهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنۢبَتَتۡ سَبۡعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنۢبُلَةٖ مِّاْئَةُ حَبَّةٖ وَٱللَهُ يُضَٰعِفُ لِمَن يَشَآءُ﴾.2
«مثال آن کسانی که مال خود را در راه خدا انفاق میکنند، مثال آن کسی است که یک دانه حبّه در زمین میکارد (یکدانه گندم، یکدانه جو در زمین میکارد) و این سبز میشود و هفت سنبل میدهد و در هر سنبلی صد دانه، که مجموعاً هفتصد دانه میشود! (باز خیال نکنید که مسئله به همین اندازه متوقّف میشود) ﴿وَٱللَهُ يُضَٰعِفُ لِمَن يَشَآءُ﴾ خدا به افرادی که بخواهد، از این هم زیادتر میدهد (یعنی یک دانهای کاشتن، هزارتا، دو هزارتا، ده هزارتا، صد هزارتا بهره میدهد)!»
چند برابر شدن انفاق در نظام تکوین
بیایید قرض بدهید، قرضالحسنه! محض رضای خدا بیندازید در این صندوق قرضالحسنۀ خدا؛ مگر کسی گوش میکند؟! «وَ إن کُنتُ بَخِیلًا حِینَ یَستَقرِضُنِی؛ وقتی خدا از من استقراض میکند و طلب قرض میکند، من در دادن بخیل هستم!» درحالتیکه مطلب به عکس است و ما باید از خدا طلب کنیم!
- سوره حدید (٥٧) آیه ١١.
- سوره بقره (٢) آیه ٢٦١.

