سرعت اجابت خداوند، و سستى بندگان در دعا
3ولی ما که خدا را میخوانیم، چه الزامی دارد که خدا اجابت کند؟! ما چه حکمی بر خدا داریم و چه قانونی وضع کردیم که آن قانون در عالم تکوین، خدا را اجبار بر اجابت و الزام بر اجابت کند؟! درحالتیکه ما ممکن هستیم، و ضعیف هستیم، و فقیر هستیم، و میّت هستیم! خدا در مقابل ما دارای صفات حُسنیٰ و اسماء عُلیاست؛ و لهُ الکبریاءُ و الآلآءُ!1
شگفتی اجابت سریع خداوند در قبال سستی بندگان!
امّا مطلب به عکس شده است. رحمت و لطف و مودّت و افاضۀ فیض و جود از ناحیۀ او تا سرحدّی است که وقتی ما او را بخوانیم، فوراً اجابت میکند؛ و کندی و سستی و اهمال ما در سرحدّی است که وقتی او ما را بخواند، امری کند، نهیای کند، دعوتی کند، ما در اجابتش کندی میورزیم! کأنّه به خدا شک داریم و آن دعوتی که از ما میکند را صد در صد بر اساس محور یقین، استوار نمیدانیم؛ آنوقت آن دعا را با مصالح خود میسنجیم که: آیا مصلحت ما چنین هست، چنان نیست؟ آیا این دعوت خدا را اجابت بکنیم، نکنیم؟ حال اگر مؤمن و مسلمان باشیم و اجابت کنیم، تازه بطیء هستیم، یعنی سست و کُند در اجابت؛ ولی در عین حال، او دست از کار خودش برنمیدارد! باز ما میخوانیم باز فوراً اجابت است! باز میخوانیم، فوراً اجابت است! و باز او ما را میخواند، کندی! باز میخواند، کندی!
سرعت عطای خداوند، بعد از درخواست بندگان
و الحَمدُ لِلَّهِ الَّذِی أسألُهُ فَیُعطِینِی، و إن کُنتُ بَخِیلًا حِینَ یَستَقرِضُنِی؛ «و حمد اختصاص به آن خدایی دارد که ما از او سؤال میکنیم و عطا پشت سرش هست، و اگرچه من بخیل هستم در هنگامی که او از من استقراض میکند و چیزی میخواهد!»
این فقره هم مثل فقرۀ قبل است. هر سؤالی که انسان از خدا میکند: خدایا بده! عطا پشت سرش هست؛ چون کریم است، جواد است، و هر چیزی بدهد چیزی از خزانۀ جودش کم نمیشود؛ کارهایش روی اساس منفعت شخصی و حبّ ذاتی که منفعتی به او برسد، نیست. و لذا انسان از خدا سؤال میکند، میدهد؛ باز سؤال میکند، میدهد؛ میدهد؛ میدهد؛ و همینطور...، حدّ یقف ندارد!
- الکافی، ج ٤، ص ١٦٠: «یا الهی، یا رحمٰنُ یا اللهُ، یا رحیمُ یا اللهُ، یا اللهُ یا اللهُ! لک الأسماءُ الحسنیٰ و الأمثالُ العُلیا و الکبریاءُ و الآلاءُ.» (فرازی از دعای شب بیست و یکم ماه رمضان)

