سرعت اجابت خداوند، و سستى بندگان در دعا
2أعوذُ باللَه مِنَ الشَّیطانِ الرّجیمِ
بِسم اللَه الرّحمٰنِ الرّحیمِ
و صَلَّی اللَه عَلیٰ محمّدٍ و آلِهِ الطیّبینَ
و لَعنةُ اللَه عَلیٰ أعدائِهِم أجمَعینَ
سرعت اجابت خداوند، هنگام دعای بندگان
الحَمدُ لِلَهِ الَّذِی أدعُوهُ فِیُجِیبُنِی، و إن کُنتُ بَطِیئاً حِینَ یَدعُونِی؛ و الْحمدُ لِلَّهِ الَّذِی أسألُهُ فَیُعطِینِی، و إن کُنتُ بخِیلًا حِینَ یَستَقرِضُنِی.
«حمد اختصاص به خدا دارد، آن خدایی که من او را میخوانم و او جواب مرا میدهد، و اگرچه من کُند و بطیء هستم در وقتی که او مرا میخواند! و حمد اختصاص به خدا دارد، آن خدایی که من از او سؤال میکنم و به من بخشش میکند، و اگرچه من در دادن بخیل هستم آن هنگامی که خدا از من طلب قرض میکند!»
عدم اجابت، کاشف از عدم تحقّق دعا
ما خدا را میخوانیم و خدا جواب میدهد؛ مسلّماً به دنبال خواندن ما، اجابت از طرف پروردگار هست! حال به هر میزانی که خواندن تحقّق و واقعیّت داشته باشد، در همان مرتبه و مرحله به دنبالش اجابت هست. و اصلاً بین دعا و اجابت، انفکاکی نیست؛ و اگر یک جا دعائی بود و اجابتی نبود، انسان باید کشف کند که دعا نبوده است!
﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعۡوَةَ ٱلدَّاعِ إِذَا دَعَانِ﴾؛1 «زمانی که
بندگان من از من چیزی بخواهند و سؤال کنند، من به آنها خیلی نزدیکم و دعوتِ دعوت کننده را اجابت میکنم زمانی که مرا بخواند!»
کندی و سستی انسانها در اجابت دعوت الهی
پس هر وقتی که ما خدا را بخوانیم، مسلّماً به دنبالش اجابت هست؛ امّا وقتی خدا ما را بخواند، آیا فوراً به دنبالش اجابت هست یا نه، میگوییم: آخ، اوخ، داد، بیداد، نمیشود، چنین است، چنان است، مصلحت نیست، صلاح کار نیست؟!
حضرت میفرماید: «حمد اختصاص به آن خدایی دارد که من میخوانم و اجابت پشت سرش است، و اگرچه من بطیء و کُند هستم در هنگامی که او مرا میخواند!» درحالتیکه مطلب باید به عکس باشد! وقتی خداوند که سلطانالسّلاطین و مَلِکالملوک است و مرکز قدرت است و مرکز حیات است و امرش و دعا و خواندنش همه از روی مصلحت است، ما را میخواند، ما باید سراپا بدویم و اجابت کنیم و معطّل نشویم که مبادا بین آن خواستن و اجابت ما طرفة العینی فاصله باشد!
- سوره بقره (٢) آیه ١٨٦.

