لزوم تزكیه و تهذیب نفس قبل از فراگیرى علوم
8شما دیگر این قضیه را در همه موارد تسرّی بدهید. آنچه كه برای انسان و برای بشر پیدا میشود، از معلومات، از مرزوقات، از قدرتها، از ارزشها، از اموال ... .
یك نفر آمد پیش من، گفت: آقا! میخواهم ما را نصیحتی كنید، استفاده ببریم، از خدمتتان بهرهمند بشویم. گفتم كه: آقاجان! این حرفها نیست، ما كجا ...؟
واقعش هم همین است، یكی بیاید خود ما را نصیحت كند. آیه نازل نشده كه حتماً ما بیاییم افراد را نصیحت كنیم وقتی خیلی دیدم اصرار میكند، گفتم: من یك مطلبی را به شما میگویم، هر وقت به این مطلب رسیدی، بیا پیش من نصیحتت كنم. گفت: چیست؟ گفتم: اگر هر وقت حال تو، در موقع قرض دادن، مثل وقتی بود كه میخواستی قرض بگیری، آن موقع بیا پیش من. آدم وقتی كه میرود از یك شخصی قرض میگیرد، چه حالی دارد؟ اگر بشود با موشك سوار میشود، فوراً میرود به آنطرف تا اینكه میگویند: آقا! بیا! ده میلیون، بیا اینجا ما به تو قرض میدهیم و برو مثلًا فرض كنید كه .... امّا موقع پس دادن .... گفتم: هر وقت حال تو در وقتی كه میخواهی قرضت را پس بدهی، مثل وقتی شد نه بیشتر، حالا آن بیشتر بماند كه آخر بعضیها هم هستند، یعنی قرض پس دادنشان خیلی برایشان سهلتر است از قرض گرفتن. نه، حالا او بماند هر وقت حال تو در قرض پس دادن مثل وقتی بود كه میخواستی قرض بگیری، آنوقت بیا خلاصه اگر مسألهای هست در اختیارتان قرار میدهیم، اگر مطلبی هست خلاصه .... ایشان رفتند، هنوز هم تشریف نیاوردند. ظاهراً دارند هنوز كار میكنند یا دیدند محال است، نخواستند خودشان را .... این چیست قضیه؟ این مسأله همین است. این مطلب همین است. سلوك همین است آقاجان!
خداوند متعال نعمتی را برای انسان، آن نعمتی را میآورد. آن نعمت در اختیار انسان قرار میگیرد، همین كه این نعمت در اختیار انسان قرار گرفت، ارتباط انسان و مواجهه انسان با این نعمت، در اینجا شكل میگیرد: چه قسمی با این نعمت برخورد بشود؟ اگر یكی عبد است، این نعمت را اصلًا از خود نمیبیند. میگوید: این عبد است دیگر. بالاخره به یك نحوی و به یك وسیلهای، خدا هم باید یك چیزی را در اختیار كسی قرار بدهد. بالاخره وسیلهای میخواهد، او در وسیله كه نگاه نمیكند، به اصل نگاه میكند.

